|
حسين قلجي
كارشناس
ارشد سياستگذاري
---------------------
Home
صفحه اصلي
اندیشه سیاسی
بين الملل
سیاستگذاری
مطالعات ایران
مطالعات امنیتی
--------------------
مقالات
قوميتگرايي
امنيت ملي
اسرائيل
حمله
نظامي به ايران
گزينه هاي
امريكا عليه ايران
نيكولو
ماكياولي
توسعه
ورامين
مدلهاي سياستگذاري
خط مشي عمومي
-------------------
لينكها
لينكها
-------------------
معرفي
زندگينامه
گالري عكس
------------------
گروهها
گروه
سياستگذاري
گروه پاسارگاد
گروه
سياستگذاري دانشگاه تهران
-------------------
آزمونها
آمادگي آزمون ارشد
آمادگي دكتري |
فعاليت سازمانهاي غير دولتي در حوزه سازمان ملل
سازمانهاي بينالمللي غير دولتي از نقش مشورتي خود با
سازمان ملل در جهت اثر گذاشتن بر منازعات بيپايان به شيوههاي مختلف
استفاده ميكنند. آنها در پي آن هستند كه مجمع عمومي و ديگر بخشهاي سازمان
ملل را براي تصويب قطعنامههايي در موضوعات خلع سلاح, توسعه, حقوق بشر و
موضوعات ديگر كه جزء علل و ريشههاي اصلي منازعات هستند مُجاب نمايد. اين
سازمانها به توسعه نهادهاي جديد سازمان ملل و معاهدات كمك زيادي كردهاند.
آنها در صدد بودهاند تا مباحثات جديدي مانند محيط زيست, حقوق زنان و
كودكان را در حوزه صلاحيت سازمان ملل بگنجانند آنها از طريق ديوان بينالمللي
از اعضاي سازمان ملل براي مسائل تسليحاتي و خلع سلاح در خواستهايي كردهاند
و در توسعه ديوان بينالمللي دادگستري اهميت فراواني داشتهاند و نيز در
كمكهاي بشر دوستانه، باز پرداخت بدهيها و اجتماعاتي كه اخيراً براي
جلوگيري از بروز منازعات فعاليت ميكنند ايفاي نقش كردهاند.
براي مثال در برنامه ديوان بينالمللي كه در 1986 در
نيوزلند آغاز شد, مسئوليت ارائه نظريات و ديدهها به سازمان بهداشت جهاني و
مجمع عمومي در مورد سلاحهاي هستهاي و محيط زيست بر عهده سازمانهاي غير
دولتي گذاشته شد. سازمان جهاني فيزيكدانان عليه جنگ هستهاي (IPPNW)
كه در سال 1985 موفق به كسب جايزه صلح نوبل شد بيانيهاي در حمايت از
قطعنامه نشست جهاني در سال 1988 صادر كرد. همچنين طرحي از سوي دفتر همكاري
حقوقدانان عليه سلاحهاي هستهاي (IALANA) به
كشورها ارسال شد و توسط روزنامهها هم مورد حمايت قرار گرفت تا همه جهانيان
براي آن اقدام نمايند.
با استفاده از ماده 66 منشور (كه به بخشهاي ديگر اجازه ميدهد
براي بيان نظرات ديدباني كه ديوان بينالمللي درخواست نموده در مجمع عمومي
حضور يابند) سازمان جهاني فيزيكدانان عليه جنگ هستهاي (IPPNW)
سازمان بهداشت جهاني را متقاعد كرد تا قطعنامهاي در موضوع ياد شده در 14
مي 1993 تصويب كند.[16] دو سازمان ياد شده بعد از اينكه بررسي مسئله به
ديوان رفت در سپتامبر 1993 طرحهايي را مطرح كردند كه مورد پذيرش بسياري از
كشورها قرار گرفت. ديوان بينالمللي در طول سالهاي 1994 و 1995 در حال
رسيدگي به دادخواستها و مدارك وكلاي شهروندان بود.
دولتهاي داراي سلاحهاي هستهاي و برخي ديگر استدلال ميكنند
كه مجمع عمومي سازمان ملل مسئول اصلي رسيدگي به اينگونه مسائل است نه
سازمان بهداشت جهاني (WHO). كميته حقوقدانان در
سياست هستهاي, نمايندگان امريكا در سازمان (IALANA)
به مجمع عمومي فشار وارد ميكرد تا قطعنامهاي تصويب نمايد. قطعنامهاي با
دستاورد حمايت از فعاليتهاي صلحآميز در 18 نوامبر 1994 توسط مجمع عمومي به
تصويب رسيد. در آن روزها پرونده به ديوان بينالمللي رسيده بود و دادگاه در
8 جولاي 1996 رأي خود خود را اينگونه صادر كرد: تهديد و يا استفاده از
تسليحات هستهاي بر خلاف قانون جنگهاي مسلحانه و حقوق انساندوستانه بينالمللي
است. امّا در مورد دفاع از خود اظهار نظري نكرد.
در اين پرونده NGO ها از طريق
دولتها و نهادهاي مشورتي با ECOSOC وارد عمل
شدند تا رأيي از ديوان دادگستري بينالمللي بدست آورند كه دولتهاي قدرتمند
هستهاي مخالف آن بودند. اين طرح در چندين پرونده ديگر در خارج از حوزههاي
اقتصادي سياسي مورد تقليد واقع شد. كوفي عنان (Kofi
Annan) دبير كل سازمان ملل مكرراً اهميت نقش NGO
ها در توسعه ديوان بينالمللي و حل مسئله مناطق مينگذاري شده در 1997 را
گوش زد كرده است.
سازمان جهاني مبارزه با مينگذاري (ICBL)
توانست به صورت موفقيت آميز هم دولتها و هم NGOهاي
ديگر را بسيج كند به طوري كه كنوانسيون اُوتاوا (Ottawa
convention) توسط همه 122 كشور در دسامبر 1997 امضا شد. در سپتامبر
1998 كه بوركينافاسو به عنوان چهلمين كشور به معاهده منع مينگذاري پيوست
يك ركورد در مدت يك معاهده جهاني ثبت شد. اين اقدام يك همكاري يگانه بين
گروه متشكلي از حكومتها و سازمانهاي مبارزه با مينگذاري بود كه در سلسله
نشستهايي در وين, بن, بروكسل و اُسلو در طي سال 1997 حاصل شد اين همكاري
خارج از سيستم سازمان ملل بود و به جاي اجماع بر رأي اكثريت متكي بود. در
اين مسئله سازمان ICBL در مذاكرات شركت ميكرد و
سعي در متقاعد كردن دولتها داشت.
اكنون(سپتامبر 2004) معاهده داراي 143 عضو از ميان دولتها,
19 عضو ديگر و 42 عضو غير دولتي است, سازمانهاي غير دولتي هنوز امضا و
تصويب معاهده را تشويق و رعايت آنرا كنترل ميكنند.
مذاكرات غير رسمي مكانيزمهاي مهمي هستند كه NGOها را به سازمان ملل مرتبط ساختهاند. در
اوايل سال 1995 جيم پل (Jim paul) و عدهاي ديگر
شروع به ثبت گروههاي عملياتي سازمانهاي غيردولتي در شوراي امنيت كردند. در
كمكهاي بشر دوستانه و مسائل امنيتي هماهنگيها پر رنگ تر شده و گاه منجر به
مباحثاتي بين اعضاي شوراي امنيت و سازمانهاي بشر دوست شده است. به طور كلي
30 NGO در اين زمينه به نمايندگي از گروههاي
مختلف فعاليت ميكنند 6 NGO مذهبي, 6NGO
حقوق بشر, 2 گروه زنان و تعدادي در مورد كمكهاي بشر دوستانه و توسعه همچنين
گروههاي ديگر مانند صلح بينالملل, كميته حقوقدانان در سياست هستهاي,
حاميان ديوان بينالمللي, جنبش فدراليسم ،بنياد خيريه سازمان ملل و دادگاه
صلح لاهه. اين سازمانها به صورت گسترده و خصوصي با اعضاي شوراي امنيت ديدار
كرده و اطلاعات ميداني خود از مناطق بحراني را در اختيار آنها گذاشتهاند.[17]
اكنون دفتر همكاري سازمان ملل (Quaker UN Office)
به عنوان يك NGO كوچك امّا تأثير گذار كه در
راستاي تسهيل كار نمايندگان فعاليت ميكند در سازمان داير است و برخي اوقات
در مورد موضوعات مربوط به مسائل زيست محيطي بين طرفين جنگ جلساتي برگزار ميكند.
كواكرز (Quakers) و منونيتز (Mennonites)
هر دو از سازمانهاي عملياتي غير دولتي هستند كه پيوسته نقش ميانجيگري در
درگيرها را بازي ميكنند.
NGO هاي زياد ديگري هم هستند كه مستقيماً در حل
منازعات تلاش ميكنند سازمانهايي مثل پاگواش (Pugwash)
و دارت موث (Dartmouth) در دهههاي زيادي فعاليت
كردهاند بخصوص در مسائل مربوط به كنترل تسليحات و مرزبنديهاي دوره جنگ سرد.
عملكرد جامعه سنت ايگيديو (sant Egidio) هم در
نقش مكمل مذاكرات صلح موزامبيك بسيار مهم بوده است.
سازمان بينالمللي بحران (International
crisis Group) بر ظهور علائم نسل كشي، علاوه بر دیگر عملكردهايش
كنترل داشته است. سازمان جستجو براي زمينههاي مشترك (search
for common Ground) در حمايت از صلح و حقوق زنان در جنگها اقداماتي
انجام داده از جمله در بروندي (Burundi) اقدام
به تأسيس راديو كرده است تا نداي صلح را منتشر نمايد.[18] سازمان هشدار
جهاني (International Alert) و سازمان (FEWER)
بسياري ديگر از NGO ها در مورد اخطار دادن در
مورد قانونشكنيهاي آغازگر منازعات فعاليت ميكنند. سازمان جامعه بينالمللي
زنان در صلح و آزادي (Women`s lnternational League of
peace Freedom) در مذاكرات خلع سلاح در نيويورك يكي از اولين
گروههايي بودند كه با شوراي امنيت در تصويب قطعنامه 1325 سال 2000 همكاري
ميكردند.
نقش NGO ها در درگيريها اين
موارد را شامل ميشود, پايان دادن مستقيم, ديپلماسي, ميانجيگري, همكاري در
نظارت بر انتخابات, حمايت از حقوق بشر و تشويق دولتها به ايجاد شرايط
پايدار صلح و امنيت. NGO ها غالباً در مسائل
مختلف جهاني نقش مثبت داشتهاند. گرچه NGO ها
بازيگران متقدم اين صحنهها نبودهاند امّا بدون كمك آنها انجام بسياري از
كارهاي دولتها و سازمانهاي ديگر امكان پذير نيست.
[1]Harold K. Jacobson. 1984. Networks of Interdependence: International
Organizations and the Global Political System. Second edition. (New York:
Alfred A. Knopf, 1984), 4-10.
[2] For definition and discussion of these and other
social movements see Roger S. Powers and William B. Vogele (eds.), 1997, Protest, Power, and Change: An Encyclopedia of
Nonviolent Action from ACT-UP to Women's Suffrage. New York: Garland
Publishing Inc.
[3] Section 3, Chapters 23-32, "Strengthening
the Role of Major Groups," includes women, children and youth, indigenous
people, NGOs, local authorities, workers and trade unions, business and industry, the scientific and technological
community, and farmers. See United Nations
Department of Public Information, Earth Summit Agenda 21: the United
Nations Programme of Action from Rio. New York: UN DPI/1344, April 1993, pp. 219-245.
[4] See for example Elise Boulding, 1977, Women in the
Twentieth Century World. New York: John Wiley, pp. 165-218, for the
argument that NGOs represent the voice of the people in a landscape of
money and power.
[5] Peter Willetts. "Non-Governmental Organizations,"
Article 1.44.3.7 in UNESCO Encyclopedia of Life Sciences.
( www.staff.city.ac.uk/p.willetts/CS/NTWKS/NGO-ART.HTM).
[6] Report of the Secretary-General: Arrangements and
practices for the interaction of non-governmental organizations in all
activities of the United Nations system. A/53/170 (10 July 1998)
[7] Paul Lewis, "Fixing World Crises Isn't Just a Job
for Diplomats," New York Times, April 5, 1992, section 4, p 4.
[8] Compiled by author from Yearbook of International
Organizations, 1990-91. Table 4, pp. 1665-68.
[9] One of the first major news articles on NGOs at the
UN was Paul Lewis, "Fixing World Crises Isn't Just a Job for Diplomats,"
New York Times, April 5, 1992, section 4, p. 4, which looked at NGOs in
the context of the UNCED PrepCom.
[10] Mary Anderson. Do No Harm: How Aid Can Support
Peace - or War. Boulder, Colorado: Lynne Rienner
Publishers, 1999.
[11] See first text in U.S.
Department of State, Postwar Foreign Policy Preparation, 1939-1945, Publication 3580 (February 1950) Appendix 38, pp.
595-606.
See second text in "Dumbarton
Oaks Proposals for the Establishment of a General International
Organization," in U.S. Department of State, Dumbarton Oaks Documents on
International Organization, Publication 2257 (1945), pp 5-16.
[12]For more detailed discussion of the early stages of
NGO consultative status in the UN, see Carolyn
M. Stephenson, "NGOs and the Principal Organs of the United Nations," in
Paul Taylor and A.J.R. Groom (eds.), The United Nations at the Millennium:
The Principal Organs. (London: Continuum, 2000), 273-276.
[13] ECOSOC Resolution 1993/80, 30 July 1993.
[14] For more detail on the further development of
UN-NGO relations, see Stephenson, 276-294.
[15] Report of the Secretary-General's Panel of Eminent
Persons on Civil Society and UN Relationships, June 21, 2004.
[16] http://www.un.org/reform/panel.htm
[17] Global Policy Forum, NGO Working Group on the
Security Council Information Statement July 2003.
www.globalpolicy.org/security/ngowkgrp/statements/current.htm.
[18] Herding Cats
منبع: beyond
intractability
1
2
3
copyright 2007 Gheleji
|