|
بندها بگسست؟
|
چه سان به کوه
دماوند
|
|
اساس سطوت بيداد
را چه سان گسترد؟
|
چه سان فرود آمد
|
|
ز کشته کوهی ساخت
|
چه پشته ها که
ز کشته
|
|
که برخيزد که داد مردم
بيداد ديده
بستاند؟
|
کجاست کاوه آهنگری
|
|
به جامه تزوير
|
گسسته بند دماوند
ديو خونخواری
|
|
چگونه منتظر
کاوه مانده
ای؟
|
نقابش از رخ برگير
|
|
هلا تو کاوه آهنگری
بجان بستيز
|
!برخيز
|
|
دوباره روی جهان
را سياه خواهد
کرد
|
وگرنه جان تو
را او تباه
خواهد کرد
|
|
رسيده گاه جدال
و زمان پيکار
است
|
بدی و نيکی را
|
|
اين جنگ آخرين
بار است
|
بکوش جان من
|
|
که تابرای هميشه
|
هلا شما همه کاوه
ها بپاخيزيد
|
|
تيشه ها بزنيم
|
به ريشه ی ستم
و ظلم
|
|
مرده ی ضحاک
|
و قعرگور گذاريم
|
|
|
نشان ظلم و ستم
خفته به ، به
سينه خاک
|