پس اينها همه اسمش زندگي است
دلتنگي ها
دلخوشي ها
ثانيه ها
دقيقه ها
حتي اگر تعدادشان به دو برابر رقمي كه برايت نوشته ام برسد
ما زنده ايم چون بيداريم
ما زنده ايم چون مي خوابيم
و رستگار و سعادتمنديم
زيرا هنوز بر گستره ويرانه هاي وجودمان پانشيني براي گنجشكك عشق باقي گذاشته ايم
خوشبختيم زيرا هنوز صبحهامان آذين ملكوتي بگ خروسهاست
سروها مبلغين بي منت سرسبزي اند
و شقايق ها پيام آوران آيه هاي سرخ عطر و آتش
برگچه هاي پياز ترانه هاي طراوتند
و فكر كن واقعاً فكر كن
كه چه هولناك مي شد اگر از ميان آواها بانگ خروس را بر مي داشتند و همينطور ريگها و ماه و منظومه ها
ما نيز بايد دوست بداريم
آري بايد
زيرا دوست داشتن
خال بال روح ماست
شعر از : حسين پناهي