پيام ماهشهر


شاملو

تبيان
آواي آزاد
فارسي شيرين
گسترش زبان
باغ شعر

ای به داد من رسیده

ای به داد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی
تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت
ناجی عاطفه ی من
شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من
از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم
اگه مدیون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
که منو دادی نشونم
وقتی شب شب سفر بود
توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه ی شب
تپش حراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست
بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی
بتنم مرحم کشیدی
برام از روشنی گفتی
پرده شبو در یدی
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دور ی
برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست
ای رفیقو آخر من
بسلامت سفرت خوش
ای یگانه یاور من
مقصدت هرجا که باشه
هر جای د نیا که باشی
اونور مرز شقایق
پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق
دست بی ریای من بود
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوری
برای من شده عادت

دریایی ( کمکم کن)


كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا بمونم تا بپوسم
كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا لب مرگ رو ببوسم
كمكم كن ، كمكم كن
عشق نفريني بي پروايي مي خواد
ماهي چشمه ي كهنه
هواي تازه ي دريايي مي خواد

دل من درياييه
چشمه زندونه برام
چكه چكه هاي آب
مرثيه خونه برام

تو رگام به جاي خون
شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمي دم
موندنم مرگ منه

عاشقم ، مثل مسافر عاشقم
عاشق رسيدن به انتها
عاشق بوي غريبانه ي كوچ
تو سپيده ي غريب جاده ها
من پر از وسوسه هاي رفتنم
رفتن و رسيدن و تازه شدن
توي يك سپيده ي طوسي سرد
مسخيك عشق پر آوازه شدن

كمكم كن ، كمكم كن
نذار اين گمشده از پا در بياد
كمكم كن ، كمكم كن
خرمن رخوت من شعله مي خواد

كمكم كن ، كمكم كن
من و تو بايد به فردا برسيم
چشمه كوچيكه برامون
ما بايد بريم به دريا برسيم
دل ما درياييه
چشمه زندونمونه
چكه چكه هاي آب
مرثيه خونمونه

تو رگ بودن ما
شعر سرخ رفتنه
كمكم كن كه ديگه
وقت راهي شدنه

كمكم كن...

بن بست


ميون اين همه كوچه
كه به هم پيوسته
كوچه ي قديمي ما
كوچه ي بن بسته

ديوار كاهگلي يه باغ خشك
كه پر از شعراي يادگاريه
بين ما مونده و اون رود بزرگ
كه هميشه مثل بودن جاريه

صداي رود بزرگ
هميشه تو گوش ماست
اين صدا لالايي
خواب خوب بچه هاست

كوچه اما هر چي هست
كوچه ي خاطره هاست
اگه تشنه ست ، اگه خشك
مال ماست ، كوچه ي ماست
توي اين كوچه به دنيا اومديم
توي اين كوچه داريم پا مي گيريم
يه روز هم مثل پدربزرگ بايد
تو همين كوچه ي بن بست بميريم

اما ماعاشق روديم ، مگه نه ؟
نمي تونيم پشت ديوار بمونيم
ما يه عمر تشنه بوديم ، مگه نه ؟
نبايد آيه ي حسرت بخونيم

دست خسته مو بگير
تا ديوار گلي رو خراب كنيم
يه روزي هر روزي باشه دير و زود
مي رسيم با هم به اون رود بزرگ
تناي تشنه مو نو
مي زنيم به پاكي زلال

شب شيشه اي


ما به هم محتاجيم
مثل ديوونه به خواب
مثل گندم به زمين
مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجيم
مثل ما به آدما
مثل ماهيا به آب
مثل آدم به هوا
دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شيشه اي ديگه نمي شكنه
از تو اين شيشه اي هميشگي
خورشيد مقوايي سر مي زنه
به عزاي دوري دستاي ما
كوچه ها ، ساكت و بي صدا مي شن
بوي رخوت همه جا رو مي گيره
همه ي درها ، به غربت وا ميشن
جاده هامون ، كه به خورشيد مي رسن
ثل تاريكي ، بي انتها مي شن ما به هم محتاجيم

جشن دلتنگي

شب آغاز هجرت تو
شب از خود گذشتنم بود
شب بي رحم رفتن تو
شب از پا نشستنم بود

شب بي تو ، شب بي من
شب دل مرده هاي تنها بود
شب رفتن ، شب مردن
شب دل كندن من از ما بود


واسه جشن دلتنگي ما
گل گريه ، سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو
هم زمين ، هم ستاره بد بود

از هجرت تو شكنجه ديدم
كوچ تو اوج رياضتم بود
چه مؤمنانه از خود گذشتم
كوچ من از من ، نهايتم بود

به دادم برس ، به دادم برس
تو اي ناجي تبار من
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي قلب سوگوار من

سهم من جز شكستن من
تو هجوم شب زمين نيست
با پر و بال خاكي من
شوق پرواز آخرين نيست

بي تو بايد دوباره برگشت
به شب بي پناهي
سنگر وحشت من از من
مرهم زخم پير من كو ؟

واسه پيدا شدن تو آينه
جاده ي سبز گم شدن كو ؟
بي تو بايد دوباره گم شد
تو غبار تباهي

با من نياز خاك زمين بود
تو پل به فتح ستاره بستي
اگر شكستم ، از تو شكستم
اگر شكستي ، از خود شكستي

به دادم برس ، به دادم برس
تو اي ناجي تبار من
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي قلب سوگوار من

جنگل

پشت سر ، پشت سر
پشت سر جهنمه
روبرو ، روبرو
قتلگاه آدمه

روح جنگل سياه
با دست شاخه هاش داره
روحمو از من ميگيره
تا يه لحظه مي مونم
جغدا تو گوش هم مي گن
پلنگ زخمي مي ميره

راه رفتن ديگه ميسن
حجله ي پوسيدن من

جنگل پيره
قلب ماه سر به زير
به دار شاخه ها اسير

غروبشو من مي بينم
ترس رفتن تو تنم
وحشت موندن تو دلم
خواب برگشتن مي بينم
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه سايه ي
دشمن مي بينم

پشت سر ، پشت سر
پشت سر جهنمه
روبرو ، روبرو
قتلگاه آدمه

خونه

خونه اين خونه ي ويرون
واسه من هزار تا خاطره داره
خونه اين خونه ي تاريك
چه روزايي رو به يادم مياره

اون روزا يادم نميره
ديوار خونه پر از پنجره بود
تا افق همسايه ي ما
دريا بود ، ستاره بود ، منظره بود

خونه ، خونه جاي بازي
براي آفتاب و آب بود
پر نور واسه بيداري
پر سايه واسه خواب بود

پدرم مي گفت : قديما
كينه هامون رو دور انداخته بوديم
توي برف و باد و بارون
خونه رو با قلبامون ساخته بوديم

خونه عشق مادرم بود
كه تو باغچه ش گل اطلسي مي كاشت
خونه روح پدرم بود
چيزي رو همپاي خونه دوست نداشت

سيل غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت
پلا رو شكست و برد
زد و از خونه گذشت

دست غارتگر سيل
خونه رو ويرونه كرد
پدر پيرمو كشت
مادر و ديوونه كرد

حالا من مونده م و اين ويرونه ها
پر خشم و كينه ي ديوونه ها

من زخمي ، من خسته ، من پاك
مي نويسم آخرين حرفو رو خاك

كي مياد دست توي دستم بذاره
تا بسازيم خونه مون رو دوباره

همسفر

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه ، بودنت امنيته

تو از كدوم سرزمين ، تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من ، يه آسمون جدايي

اهل هر جا كه باشي
قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه
ناجي قلب مني

پاكي آبي يا ابر
نه خدا يا شبنمي
قد آغوش مني
نه زيادي نه كمي

منو با خودت ببر
من حريص رفتنم
عاشق فتح افق
دشمن برگشتنم

اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن ، رفتن ، هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه هم سفر تو بودن
هم قدم جاده ها ، تن به سفر سپردن

چي مي شد شعر سفر
بيت آخرين نداشت
عمر كوچ من و تو
دم واپسين نداشت

آخر شعر سفر
آخر عمر منه
لحظه ي مردن من
لحظه ي رسيدنه

منو با خودت ببر

پوست شير


قلب تو ، قلب پرنده
پوستت اما ، پوست شير
زندنون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير

اونور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به دامن
اونور روزاي تاريك
پشت نيم شباي روشن

براي باور بودن
جايي شايد باشه شايد
براي لمس تن عشق
كسي بايد باشه بايد

كه سر خستگي هاتو
به روي سينه بگيره
براي دلواپسي هات
واسه سادگيت بميره

حرف تنهايي ، قديمي
اما تلخ و سينه سوزه
اولين و آخرين حرف
حرف هر روز و هنوزه

تنهايي شايد يه راهه
راهيه تا بي نهايت
قصه ي هميشه تكرار
هجرت و هجرت و هجرت

اما تو اين راه ، كه همراه
جز هجوم خار و خس نيست
كسي شايد باشه شايد
كسي كه دستاش قفس نيست

قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تنو رها كن
اي پرنده پر بگير

مرا به خانه ام ببر

شب آشيان زده
چكاوك شكسته پر
رسيده ام به ناكجا
مرا به خانه ام ببر

كسي به ياد عشق نيست
كسي به فكر ما شدن
از آن تبار خود شكن
تو مانده و بغض من

از اين چراغ مردگي
از اين بر آب سوختن
از اين پرنده كشتن و
از اين قفس فروختن

چگونه گريه سر كنم
كه يار غمگسار نيست
مرا به خانه ام ببر
كه شهر ، شهر يار نيست

مرا به خانه ام ببر
ستاره دلنواز نيست
سكوت نعره مي زند
كه شب ، ترانه ساز نيست

مرا به خانه ام ببر
كه عشق در ميانه نيست
مرا به خانه ام ببر
اگر چه خانه ، خانه نيست

گل بارونزده

گل بارونزده من . گل یاس نازنینم

میشکنم . پژمرده میشم . نذار اشکاتو ببینم
تا همیشه تو رو داشتن . داشتن تمام دنیاست
از تو و اسم تو گفتن . بهترین همه حرفاست
با تو . با تو اگه باشم . وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میش از تو . وقت غم خوردن ندارم
ای غزلواره دلتنگ . که همه تنت کلامه
هنوزم با گل گونه ات . شرم اولین سلامه
ای تو جاری توی شعرم . مثل عشق و خون و حسرت
دفتر شعر من از تو . سبد خاطره هامه
ای گل شکسته ساقه . گل پرپر
که به یاد هجرت پرنده هایی
توی یاس مبهم چشمات می بینم
که به فکر یه سفر به انتهایی
سر به زیر دلشکسته . نازنینم
اگه ساده است واسه تو . گذشتن از من
مرثیه سر کن برای رفتن من
آخه مرگه واسه من . از تو گذشتن
گل بارون زده من . اگه دلتنگم و خسته
اگه کوچیدن طوفان . ساقه منم شکسته
میتونم
میتونم خستگیاتو . از تن پاکت بگیرم
میتونم برای خوبیت . واسه سادگیت بمیرم
میتونم برای خوبیت . واسه سادگیت بمیرم
با تو . با تو اگه باشم .
اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر میشن از تو . وقت غم خوردن ندارم
گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم .گل بارونزده من . گل یاس نازنینم
میشکنم . پژمرده میشم . نذار اشکاتو ببینم
نذار اشکاتو ببینم

وقتشه رفتن


وقتشه ، وقتشه رفتن ، وقتشه

وقتشه ، از تو گذشتن وقتشه
مهلت تولد دوباره نيست
مردن دوباره ي من وقتشه

ديگه ديره واسه گفتن
اين كلام آخرينه
فرصت ضجه نمونده
لحظه هاي واپسينه

ديگه با عاطفه دشمن
واسه دلتنگي رفيقم
توي شط سرخ نفرت
بي صداترين غريقم

من عروسك كدوم بازي وحشت
من عروس قحطي كدوم تبارم
كه مثل تولد فاجعه سردم
كه مثل حادثه آرامش ندارم

سرد و ساده و شكسته
آينه ي قديمي ام من
با چراغ و گل غريبه
با غبار صميمي ام من

مي مونم زير هجوم
سنگي آوار كينه
واسه بازيچه بودن
آخرين بازي همينه

خوابم یا بیدارم


خوابم یا بیدارم
تو با منی با من
همراه و همسایه
نزدیکتر از پیرهن

باور کنم یا نه
هرم نفس هاتو
ایثار تنسوز نجیب دستاتو
خوابم یا بیدارم
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو که از آفتاب نیست
بگو که بیدارم
بگو که رویا نیست
بگو که بعد از این ، جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه
تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شب و تو خواب
از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم
که با تن خمی اسیره
عاشق مرگه که شاید
توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم ، ای اومده از خواب
آغوشتو واکن ، قلب منو دریاب
برای خواب من ، ای بهترین تعبیر
با من مدارا کن ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم
پرنده یی زخمی ، اسیر بارونم
ای مثل من عاشق
همتای من محبوب
بمون بمون با من
ای بهترین ، ای خوب

پل


برای خواب معصومانهء عشق
كمك كن بستری از گل بسازيم
براي كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازيم
كمك كن سايه بونی از ترانه
برای خواب ابريشم بسازيم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازيم
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلي باشه
پلي باشه واسه از خود گذشتن
پلي باشه واسه از خود گذشتن

تورو ميشناسم اي شبگرد عاشق
تو با اسم شب من آشنایی
از اندوه و تو و چشم تو پيداست
كه از ايل و تبار عاشقایی
تورو ميشناسم اي سر در گريبون
غريبگی نكن با هق هق من
تن شكستت و بسپار به دست
نوازشهای دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتنه تمام حرفاست
تورو از تپش قلبت شناختم
تو!
تو قلبت قلب عاشقهاي دنياست
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو دستاي ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

تو با تن پوشي از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آينه بردی
چرا از سايه های شب بترسم؟
چرا از سايه های شب بترسم؟
تو خورشيد و به دست من سپردی
كمك كن جاده هاي مه گرفته
منه مسافر و از تو نگيرن
كمك كن تا كبوترهای خسته
رو يخ بستگي شاخه نميرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربوني رو بگيريم
كمك كن تا برای هم بمونيم
كمك كن تا برای هم بميريم
كسي به فكر مريم هاي پرپر
كسي به فكر كوچ كفترا نيست
به فكر عاشقاي دربدر باش
كه غير از ما كسي به فكر ما نيست
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلی باشه
پلی باشه واسه از خود گذشتن
بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

برای خواب معصومانهء عشق
كمك كن بستری از گل بسازيم
براي كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن
كمك كن
كمك كن با تن هم پل بسازي


وقتي تو گريه ميكني


وقتي تو گريه ميكني
ثانيه شعله ور ميشه
گر ميگيره بال نسيم
گلخونه خاكستر ميشه
وقتي تو گريه ميكني
ترانه ها بم تر ميشن
شمعدونيا ميترسنو
آيينه ها كمتر ميشن
وقتي تو گريه ميكني
ابراي دل نازك شب
آبي ميشن براي تو
ستاره ها ميسوزنو
مثل يه دست رازقي
پرپر ميشن به پاي تو

وقتي تو گريه ميكني
غمگين ميشن قناريا
بد ميشه خوندن براشون
پروانه ها دلگير ميشن
نقش و نگار ميريزه از
رنگين كمون پراشون
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني

وقتي تو گريه ميكني
شك ميكنم به بودنم
پر ميشم از خالي شدن
گم ميشه چيزي ازتنم
اسير بي وزني ميشم
رها شده تو يك قفس
كلافه ميشم از خودم
خسته ميشم از همه كس
وقتي تو گريه ميكني
ابراي دل نازك شب
آبي ميشن براي تو
ستاره ها ميسوزنو
مثل يه دست رازقي
پرپر ميشن به پاي تو

وقتي تو گريه ميكني
غمگين ميشن قناريا
بد ميشه خوندن براشون
پروانه ها دلگير ميشن
نقش و نگار ميريزه از
رنگين كمون پراشون
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني
وقتي تو گريه ميكني

هم خونه


هم خونه من اي خدا
از من ديگه خسته شده
كتاب عشق ما ديگه
خونده شده بسته شده
خونه ديگه جاي غمه
اون داره از من دور ميشه
اين خونه قشنگ ما
داره برامون درو ميشه
داره برامون درو ميشه

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه

اون دست گرمو مهربون
با دست من قهره ديگه
چشماي غمگينش با من
قصه شادي نميگه
هم خونه من با دلم
خيال سازش نداره
دستاي مردونش ديگه
ميل نوازش نداره
ميل نوازش نداره

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه

وقتي به ياد اون روزا
بوسه به موهاش ميزنم
سرش به كار خودشه
انگار نه انگار كه منم
شب تا مي خوام حرف بزنم
اون خودشو به خواب زده
اون مثل روزگار شده
يه روز خوبه يه روز بده
يه روز خوبه يه روز بده

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه

اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه
اي دل من اي ديوونه
بذار برم از اين خونه









bvncv vbnol vbfghnc cvbncvbn cvbncvb vcbncvn vbcncvb bvncv vbnofghjl vbnchj cvbncvbn cvbncvb vcbncvn vbcncvb vbcncvb vbcncvb


Hosted by www.Geocities.ws

1