تعریف عشق

          عشق در مفهوم عام و خاص تعاريف بی شماری دارد و حتی يک زن و شوهر برای عشق تعريف متفاوتی دارند.

ولی به طور خلاصه می توان گفت: (ع ش ق)= علاقه شديد قلب حال نظرات افراد:

 گياه شناس: عشق مانند گلی است که در سينه می رويد، حتی اگر چيده شود، ريشه هايش می ماند.

 حشره شناس: عشق پروانه ای است که از پيله کثيف شروع شده به يک موجود بسيار زيبا تبديل می شود، ولی حيف عمر آن بسيار کم است.

 پرنده شناس: عشق پرواز کبوتران است.(احتمالاْ یارو کبوتر باز بوده است.)

هوا شناس: عشق مثل يک ابر است که هر جا دلش خواست می رود و می بارد.

 دريانود: عشق امواج دريا در هنگام آرامش است. اگر تقی به توقی بخورد و بادی بيايد تبديل به طوفان می شود.

رياضی دان: عشق را نمی توان با فرمول بيان کرد، چون کميت به حساب نمی آيد و کمش زياد است و زیادش هم کم.

 فيزيکدان: عشق مانند مغناطيس است و آدمها بارهای الکتريکی. بارهای همجنس هم ديگر را دفع می کنند و بارهای مخالف يکديگر را جذب.

 شيمی دان : عشق کاتاليزوری است که دو ماده متضاد را وادار به واکنش می کند.

سياست مدار: اصولا عشق وجود ندارد و آن چيزی که اتفاق می افتد به علت نياز است.

 زن: عشق همه چيز است.

 مرد:(بعد از کمی فکر کردن)نمی دانم. شايد يک احساس باشد.

Hosted by www.Geocities.ws

1