محمود سالاري[1]
توسعه پايدار[2] مفهومي است كه در سالهاي اخير به عنوان يك مسأله جهاني به آن نگريسته شده است. اين مفهوم، از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته و نهادهاي بسياري براي تحقق آن كوشيدهاند. در اين مقاله سعي شده نقش كتابخانهها[3] در راه رسيدن جامعه به توسعه پايدار بررسي گردد.
امروزه اصطلاح توسعه پايدار به عنوان موضوع مورد بحث كنفرانسها، مؤسسات پژوهشي و نهادهاي بينالمللي و بخصوص برنامهريزان رشد و توسعه اقتصادي كشورها درآمده است. چنين به نظر ميرسد كه «توسعه پايدار» به صورت الگويي مناسب براي توسعه در دهههاي اخير و آتي ظاهر گشته است.
صاحبنظران تعريفهاي متعددي از توسعه پايدار ارائه دادهاند. برخي معتقدند «توسعه پايدار» توسعهاي است كه نيازهاي زمان حال را بدون اينكه توانائي نسلهاي آينده را در تأمين نيازهايشان به مخاطره اندازد، فراهم كند (طائي، 1376، 104). عدهاي ديگر با لحاظ كردن مفهوم عدالت، توسعه پايدار را مفهوم جديدي از رشد اقتصادي قلمداد كردهاند كه عدالت و امكانات زندگي را براي تمامي جهانيان و نه براي تعداد اندكي از افراد برگزيده به ارمغان ميآورد و همچنين اين رشد بدون پيامدهاي مخرب و نه بيش از ظرفيت منابع محدود جهان ميباشد (رحماني، 1372، 82).
در تعريف عامتر توسعه پايدار به عنوان يك فرآيند، لازمه بهبود و پيشرفت است، فرآيندي كه اساس بهبود وضعيت و از بين برنده كاستيهاي اجتماعي-فرهنگي جوامع است. همچنين از توسعه پايدار به منزله نيروي محركه پيشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تمامي كشورها بويژه كشورهاي در حال رشد نيز ياد شده است (سلامي، 1376، 44).
با استفاده از تعاريف به عمل آمده، نكات و ويژگيهاي زير را ميتوان براي توسعه پايدار برشمرد:
1- توسعه پايدار يك فرايند محسوب ميشود؛
2- توسعه پايدار مبنا و لازمه پيشرفت است (نيروي محركه توسعه محسوب ميشود)؛
3- توسعهاي متوازن است (متعادل كننده و هماهنگ كننده جنبههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه است)؛
4- توسعهاي همه جانبه است (تأمينكننده نيازهاي حال وآينده بشر است)؛
5- توسعهاي بدون تخريب و مخاطره است.
چنانچه نگاهي گذرا به پيشينه تاريخي توسعه بيندازيم، ضرورت توجه به آن آشكار ميشود.
بطور كلي، پس از توسعه صنعتي در دهههاي 1950 و1960 در اروپا، ناهنجاريهاي زيست محيطي زيادي بوجود آمد. عوارض ناشي از اين توسعه علاقهمندان به محيط زيست را در وهله اول به واكنش نشان داد.در همين راستا نخستين اجلاس بينالمللي را در زمينه محيط زيست در سال 1951 در استكهلم تشكيل دادند و بيانيهاي در حمايت از محيط زيست منتشر كردند (مكنون، 1376، 3).
همچنين، به سبب پيامدها و نارسائيهاي نظام اقتصاد جهاني و ملي كه گريبانگير جامعه جهاني شده است از جمله:
- فضاي زيستي را به عنوان كالاي رايگان به شمار آوردن؛
- عدم دسترسي عادلانه در بازارهاي رقابتي برا ي همگان؛
- اولويت ندادن بودجه ملي در بخش سرمايهگذاري نيروي انساني؛
- اولويت دادن به فناوريهاي مخرب ومخارج نظامي.
اين عوامل انديشمندان را واداشت تا در امر توسعه بازنگري داشته باشند، از اين رو، تقريباً از دهه 1980 به طور جدي به مفهوم توسعه با ديدگاه متفاوتي نگريستند. در مجموع توسعهاي را براي جوامع پيشرفته و در حال رشد توصيه كردند كه در حين پويايي لازم، رشد اقتصادي به گونهاي متوازن و همه جانبه و بدون تخريب منابع باشد. اين مفهوم را بدان اميد به كار گرفتند كه در تمامي سطوح زندگي جوامع و رفاه همگاني بهبود حاصل شود (اليوت، 1378، 8).
براي رسيدن به توسعه پايدار لزوماً نياز به در اختيار بودن مجموعهاي از عوامل و شرايط است. كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (WCED)[4] الزامات زير را براي رسيدن به توسعه پايدار بر ميشمارد:
- وجود يك نظام سياسي كه با تأمين امنيت براي شهروندان، آنها را در تصميمگيريها مشاركت دهد.
- وجود يك نظام اقتصادي كه بتواند براي تنشهاي ناشي از ناموزوني توسعه، چارهانديشي كند.
- وجود يك نظام توليدي كه ملزم به حمايت از محيط زيست باشد و محيط را اساس توسعه بداند.
- وجود يك نظام بينالمللي كه الگوهاي پايدار از تجارت فراهم نمايد.
- وجود يك نظام بينالمللي كه الگوهايي مناسب از تجارت را ايجاد كند.
- و سرانجام وجود يك نظام مديريتي قابل انعطاف كه ظرفيت خود اصلاحي را داشته باشد (اليوت، 1378، 6).
علاوه بر ملزوماتي كه اليوت نام ميبرد، توسعه پايدار به يك عامل مهم ديگر نيز شديداً نياز دارد:
- وجود يك نظام اطلاعرساني كارآمد و گسترده در جامعه به منظور فراهم آوردن اطلاعات لازم براي هر يك از مقولات فوق، يعني نظامهاي سياسي، اقتصادي، توليدي و غيره. به عبارت ديگر، نظام اطلاعرساني بستر و خوراك لازم براي فعاليت ساير نظامها را فراهم ميسازد.
در يك جمع بندي كلي بايد گفت« توسعه پايدار» به عنوان بهترين راه حل متعادل و عقلاني براي پيشرفت جامعه بشري مطرح شده است كه ملزومات خاص خود را طلب ميكند.
جامعه ايران با وجود فرهنگ غني ايراني واسلامي وتمدن چند هزار ساله از قابليت كافي براي حركت به سوي توسعه پايدار برخوردار است. در طراحي ايران آينده از تمامي امكانات ملي بايد سود جست. فرآيند توسعه پايدار عزم ملي و مشاركت تمامي نهادهاي اجتماعي را طلب ميكند. يكي از نهادهايي كه به نظر ميرسد نقش قابل ملاحظهاي در ايجاد توسعه پايدار داشته باشد كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني است.
ميدانيم كه اطلاعات در حال حاضر ابزار اقتدار و يكي از عناصربنيادي توسعه است. بشر امروزي در تمامي عرصههاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و علمي متكي به اطلاعات است. همه سطوح جامعه نيازمند اطلاعات است. هر نظامي كه خواستار تحول و پويايي است ناگزير بايد از اطلاعات بهرهمند باشد. به ويژه در حال حاضر كه سرعت توسعه فزاينده گشته است، اطلاعات به عنوان نيروي بالقوه توسعه نقش برجستهتري در جامعه به عهده دارد.
بسياري از كشورهاي جهان بواسطه درك اهميت ارزش اطلاعات و تأثيرگذاري آن بر جامعه، سرمايهگذاري قابل ملاحظهاي در امر اطلاعرساني كردهاند.به طور مثال، كشور مالزي يكي ازكشورهايي كه عصر اطلاعات را به بخوبي درك كرده است. در اين راستا كشور مالزي سخت درتكاپو است تا هر چه سريعتر به عصر اطلاعات وارد گردد. ماهاتير محمد، نخست وزير مالزي، ميگويد: «مردم بايد به اين واقعيت پي ببرند كه تحول و دگرگوني ناشي از فناوري اطلاعات اجتنابناپذير است». وي اضافه ميكند: «صرف نظر ازمطلوب يا نامطلوب بودن اين امر بايد آن را پذيرفت و خود را براي مقابله با آن آماده ساخت. ما بايد در جستجوي چارهاي باشيم تا از اطلاعات به نفع خود بهره ببريم». با اين باور، پروژه فناوري اطلاعات دراين كشور با هزينهاي بيش از دو ميليارد دلار با هدفهاي بسيار گسترده در حال اجراست (فقيهينژاد، 1379، 27). به يقين ميتوان گفت كه همگان بر اصل فايدهمندي اطلاعات متفق القولند. همه اذعان دارند اطلاعات نيروي تفكر و ابتكار و اساس توسعه كشورها به شمار ميرود. دسترسي به دانش و اطلاعات و ارتباطات پيشرفته به عنوان يكي از مؤلفهها و شاخصهاي رشد جوامع تلقي ميشود.
در اجلاس كامليس4 (كنفرانس اطلاعرساني در كشورهاي اسلامي) به طور خلاصه برخي از فوايد بهرهگيري از اطلاعات را به شرح زير بيان شده است:
- كاهش ترديد
- افزايش دانش موجود
- كمك به پيشرفت تصميمات
- برانگيختن خلاقيت
- اعتلاي ارزش داوري
- افزايش بهرهوري
- بهسازي فرآيند برنامه ريزي
- فراهم آوري امكان تبادل خدمات و كالاها
- ايجاد اطمينان
- كمك به جريان مذاكره وكمك به برقراري ارتباط (آغا، 1376، 310).
كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني به بالاترين نقطه فرآيند اطلاعرساني يعني «پل دانش» چشم دوختهاند. به جز گذر از حال به آينده ميانديشد؛ تغييرات سريع فناوري براي جابجايي و اشاعه اطلاعات كتابخانهها را متحول كرده است و از كتابخانه به عنوان مهمترين عنصر موفقيت يعني «پل دانش» ياد ميشود (داولين، 1378، 214).
اگر نگاهي دوباره به مفهوم توسعه پايدار داشته باشيم توسعهاي را توسعه پايدار ميناميم كه ضمن بهبود وضعيت اقتصادي و ايجاد رفاه همگاني كه توأم با عدالت اجتماعي واقتصادي است، از آثارمخرب زيست محيطي و ناهنجاريهاي اجتماعي نيز به دور باشد. به راستي كتابخانهها در برقراري اين مفهوم و شتاب روند جامعه به سوي «توسعه پايدار» از چه جايگاهي برخوردار هستند؟ بدون شك كتابخانهها نقش حائز اهميتي در اين رهگذر دارند و از اين توانايي بهرهمند هستند كه از جوانب مختلف در شكلگيري و تسريع روند توسعه پايدار نقشآفرين باشند.
اگر بر اين باور باشيم كه كتابخانهها امروزه رسالت ساختن تمدن جهاني با نظم متعالي را به عهده دارند سخني به گزاف نگفتهايم، حكومتها علاوه بر توجه به رفاه و بهبود جامعه به عوامل معنوي همچون آرامش رواني و روحي و امور فرهنگي نيز عنايت دارند. در اين زمينه كتابخانه به عنوان يك نهاد اجتماعي در رونق بخشيدن به زندگي مادي و معنوي بشر ميتواند نقش سازندهاي ايفا كند (كرايست، 1365، 6).
براي تبيين نقش كتابخانهها در توسعه پايدار، اين مفهوم از سه جنبه توسعه فرهنگي - اجتماعي، توسعه نيروي انساني و توسعه اقتصادي كه محسوستر مينمايد مورد مداقه قرار ميگيرد. هرچند اين جنبهها در مواردي به لحاظ گستره مفهومي در تعامل بايكديگرند.
وجود رفاه نسبي از نشانههاي جامعهاي است كه به سوي توسعه پايدار گام نهاده است. كتابخانهها در بعد اجتماعي با ارتقاء آگاهي عمومي جامعه ميتوانند تأثير شاياني در رفاه اجتماعي جامعه داشته باشند. اصولاً، براي بهرهگيري از بسياري از مواهب زندگي صرف داشتن درآمد كافي نيست، بلكه در بسياري از موارد فرد براي استفاده از امكانات ميبايست از دانش و آگاهي كافي برخوردار باشد يا به تعبير ديگر از «سواد اطلاعاتي» لازم بهرهمند باشد. بديهي است اغلب برنامهها و فعاليتها و خدمات اجتماعي كه در كشورها اجرا ميشود از جمله آموزش بهداشت جسمي و رواني، تنظيم خانواده، اشتغال زائي، تغذيه سالم و آموزش چگونگي گذراندن اوقات فراغت همگي نيازمند اطلاعات و دانش كافي است.كتابخانهها با در اختيار گذاشتن اطلاعات سامانيافته قادرند در جهت تحقق برنامههاي توسعه اجتماعي و فرهنگي با بكارگيري تمامي ابزارهاي مكتوب و غير چاپي به اطلاعرساني و ارائه خدمات به افراد و نهادهاي دستاندركار بپردازند.
بدون ترديد در توان كتابخانهها هست كه با تشكيل گروههاي بحث و ترتيب نمايش فيلم و يا حداقل فراهم كردن و ارائه منابع و كتاب در زمينههاي مختلف از قبيل آموزش تنظيم خانواده، آموزش بهداشت جسمي و رواني، تشكيل جلسات شعرخواني و قصهگويي و ايجاد نمايشگاههاي هنري به بهرهمندي بيشتر شهروندان از زندگي كمك كند (جكسن، 1378، 80).
به تجربه ثابت شده است توسعه انساني زير بناي ساير ابعاد توسعه است. كشورهاي توسعهيافته بخوبي به اين نتيجه رسيده اند كه براي نيل به اهداف توسعه چون رفاه و بهزيستي انسانها و بالا بردن كيفيت زندگي ميبايست به توسعه انساني توجه بشود. به عبارت ديگر، هر چند به لحاظ شاخصهاي كمي چون درآمد ملي و درآمد سرانه ميتوانند جوامع رشد داشته باشند ولي چنانچه به توسعه انساني نپردازند به معناي واقعي به توسعه پايدار نائل نخواهند شد.
اصولاً توسعه انساني در جهت رشد و شكوفايي قابليتهاي انساني مانند سلامتي، دانش، مهارت و بكارگيري اين توانمندي در بهرهگيري در امور اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است.
بر همين مبنا در سالهاي اخير دولتها سرمايهگذاري بسزايي در جهت ايجاد محيط مناسب براي پرورش و بهرهوري نيروي انساني انجام دادهاند. آنها به اين باور رسيدهاند، انسانهاي پرورشيافته كه داراي ذهني پويا و تحليلگر هستند در برابر تحولات و تغييرات اجتماعي موفقترند. البته تربيت نيروي انساني نياز به عوامل زيادي دارد يكي از عوامل ضروري در جهت ايجاد محيط و زمينه مناسب براي رشد و ترقي افراد يك جامعه، دسترسي به اطلاعات و مبادلات علمي است.
كتابخانهها در اين حوزه ميتوانند با فراهمآوري آخرين يافتههاي علمي و اطلاعات مورد نياز افراد زمينه غنيسازي اذهان را فراهم كنند. انسان متكي به دانش و برخوردار از اطلاعات بهتر ميتواند در رشد و توسعه جامعه مشاركت فعال داشته باشد و در رويارويي با حوادث و تغييرات اجتماعي به مقابله برخيزد.
از اين رو شاهد اين واقعيت هستيم كه در كنار مؤسسات آموزشي و فرهنگي كه مسؤوليت تربيت نيروي انساني را عهدهدار هستند،كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني به عنوان بازويي توانا زمينه تحقق توسعه انساني پايدار را فراهم ميسازد.
يكي از مهمترين عوامل پويايي اقتصاد امروز دسترسي به دانش و اطلاعات مورد نياز است. وجود اطلاعات براي شكوفايي و رونق اقتصادي كشور امر حياتي است.
حداقل عوامل زير بيانگر نياز اقتصاد به اطلاعات و اطلاعرساني است:
1- وجود رقابت نزديك ميان مؤسسههاي اقتصادي
2- نياز به ارتقاء روزافزون كيفيت محصولات
3- لزوم گسترش امكانات و كاربرد و كارايي بيشتر محصولات
4- ضرورت حضور در بازارهاي ملي و فرا ملي براي عرضه محصولات
5- نياز به بكارگيري عامل بهرهوري در نظام اقتصادي
بيگمان براي دستيابي به هر يك از مؤلفههاي فوق وجود دانش و اطلاعات امري اجتنابناپذير است.
اين امر خصوصاً در كشورهاي توسعهيافته كه از رونق اقتصادي بيشتري برخوردار هستند، محرزتر است.
در حال حاضر اغلب شركتهاي بزرگ داراي كتابخانهاي اختصاصي هستند. هر چند شركتهاي تجارتي كوچكتر كتابخانه ندارند ولي آنها معمولاً براي كسب اطلاعات به سازمانهاي مادر يا شبكهاي خود متوسل ميشوند. در غير اين موارد شركتها براي برآوردن نيازهاي اطلاعاتي خود به كتابخانههاي بزرگتر و دولتي [يا عمومي] رجوع ميكنند (شپسترا، 1376، 75).
سواي مؤسسات و شركتها، افراد حقيقي نيز جهت جهت تداوم موقعيت حرفهاي و حفظ ثبات اقتصادي خويش، نياز به بهرهگيري از آخرين يافتههاي علمي روز هستند. بطور مثال در زمينه توسعه كشاورزي:
چنانچه يك كشاورز در هر نقطهاي از جهان هنگامي كه ميخواهد راجع به كشت محصول تصميم بگيرد، نه تنها بايستي ويژگيهاي خاك (محيط طبيعي) را مدنظر داشته باشد، بلكه لازم است قيمت مورد انتظار براي محصولات متفاوت ديگر و نيز عوامل زيادي چون عرضه وتقاضا در سطح بين المللي را نيز در نظر بگيرد (اليوت، 1378، 3).
كتابخانهها با اطلاعرساني مطلوب اين توانايي را دارند كه در نظام اقتصادي كنوني از موقعيت خاصي برخوردار شوند و به عنوان يكي از عناصر ضروري در پيشبرد نظام اقتصادي تلقي شوند. اصولاً نظام اقتصاديي توانايي گذر از چرخه اقتصاد سنتي را به سوي اقتصاد پايدار دارد كه عنصر اطلاعات را به مثابه جزئي ثابت از نظام اقتصادي منظور كند. دولتها نيز با درك اين نكته ميبايست در فرآيند توسعه، جايگاه ويژهاي را براي حضور كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني مشخص كنند و در الگوي توسعه وظيفه و نقش كتابخانهها را به درستي تبيين كنند.
از نقش و تأثير كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني در توسعه پايدار جامعه سخن به ميان آمد و جنبههاي مختلف توسعه نقش كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني مورد بررسي قرار گرفت.
حال اگر به اين باور رسيده باشيم كه كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني از اين توانايي برخوردارند كه جامعه را گامي به سوي سر منزل مقصود «توسعه پايدار» پيش ببرند؛ چه انتظاري از كتابخانهها در اين راستا وجود دارد؟
با وجود چنين رسالتي، وظيفه خطيري كه جامعه به عهده كتابخانهها گذاشته است،كتابخانهها براي برآوردن اين نقش حساس لزوماً ميبايست با بهرهگيري از تمام امكانات به ايفاي چنين نقشي بپردازد و گرنه سازمانها و نهادهاي ديگر به اين وظيفه مهم ميپردازند.
كتابخانهها با آگاهي از وظيفه و قابليتهاي خويش در امر توسعه پايدار ميبايد در جهت تحقق رسالت خود تلاش كنند، صرف آگاهي و آمادگي كتابخانهها براي همگام شدن با ديگر نهادهاي اجتماعي به سوي جامعه پايدار كافي نيست، بلكه ميبايست سهم و موقعيت و وظيفه كتابخانهها نيز در توسعه جامعه مشخص گردد. اصولاً در هر نظامي ميبايست جايگاه و عملكرد هر جزئي از نظام و تعامل آن با ديگر اجزاء و هدف نظام بدرستي و به روشي تعريف شود تا پيشرفت واقعي ميسر شود. در واقع حركت بروني كتابخانهها اثبات جايگاه اطلاعرساني نزد ساير سازمانها وتصميمگيران نهايي است.كتابخانهها با نماياندن كاركردهاي خويش و با حضور فعال در عرصه فرهنگي، وجود و ضرورت خود را به جامعه نشان دهند و در نتيجه اين حضور در برنامههاي ملي، سياستگذاران توجه لازم به امر اطلاعرساني خواهند كرد. خوشبختانه دولتمردان ايران درسالهاي اخير در تدوين و سياستگذاري برنامه توسعه ملي توجه خاص به نظام اطلاعرساني كشور داشتهاند. به گونهاي كه شوراي عالي اطلاعرساني به رياست قوه مجريه و متشكل از وزراء و رؤساي برخي از سازمانهاي ذيربط و صاحب نظران اطلاعرساني را تشكيل دادهاند (موسوي بجنوردي، 1379، 11).
هر چند اين حركت به نوبه خويش قابل تقدير است، اما هنوز در ايران شاهديم دولت در امر اطلاعرساني و توسعه كتابخانهها سرمايهگذاري جدي انجام نداده است. هنوز در تدوين برنامههاي ملي تعريف روشني از جايگاه كتابخانه در امر توسعه نشده است.گواه اين مدعا شمار اندك انواع كتابخانههاي تخصصي، عمومي، روستايي، آموزشگاهي و دانشگاهي است.
كتابخانهها براي تأثيرگذاري بيشتر در توسعه ميبايد از جايگاه و وظيفه مشخصي در برنامههاي عمراني توسعه برخوردار باشند. دولتمردان و مسؤولان را بايد متقاعد كرد كه به بازنگري در تبيين جايگاه اطلاعرساني بپردازند. آگاهي و وقوف مسؤولان بلندپايه از ارزش اطلاعات در ابعاد مختلف توسعه آنها را راغبتر به سرمايهگذاري در امر اطلاعرساني خواهند كرد و بودجه كافي را به اين امر اختصاص خواهند داد.
علاوه بر اتخاذ راهبردهاي نظري،كتابخانهها براي تأثيرگذاري بيشتر در امر توسعه پايدار ميبايست در عمل به گستره و كيفيت خدمات خود بيفزايند.
كتابخانهها به عنوان پشتيبان برنامههاي عمراني و توسعه، ميبايست براي بهرهمندي بيشتر جامعه از اطلاعات در وهله اول بر اصل دسترسپذيري اطلاعات پاي فشرند. دسترسي آسان به اطلاعات بسياري از مشكلات اجتماعي و فرهنگي و ملي را حل ميكند. به تحقيق ثابت شده است ارتباط نزديكي ميان برخورداري از اطلاعات و سطح توسعه در يك كشور وجود دارد (يلماز، 1379، 248).
كتابخانهها با ايجاد فرصت دستيابي به اطلاعات جامعه را به توسعه واقعي كه همانا توسعه پايدار است، نزديكتر ميكند.
مسأله ديگر كه نقش كتابخانهها را در ايجاد توسعه پايدار بر جستهتر مينمايد، بهرهگيري كتابخانهها از فناوري اطلاعات در جهت توسعه خدمات آنها است،كتابخانهها با در اختيار داشتن ابزارهاي فناوري نوين كه انتقال، پردازش و اشاعه اطلاعات را به آساني با هزينه كم امكانپذير ساخته است ميدان عمل بيشتري را براي خدماتدهي فراهم ساخته است. كتابخانهها با استفاده صحيح از فناوري اطلاعات حداقل دستاوردهاي زير را براي جامعه اطلاعاتي رقم خواهد زد:
1- جريان آزاد اطلاعات و اطلاعرساني همگاني و توسعه انساني
2- قدرت بخشي بيشتر به مردم و مشاركت بيشتر آنان در امر تصميمسازي
3- كاستن از تنشها و مخاصمات قومي و منطقهاي بينالمللي
4- ارتقاء سطح بهداشت
5- ارتقاء سواد عمومي
6- گسترش بخش خصوصي (موسوي بجنوردي، 1379، 8).
البته هر چقدر كشورها از نظر تعداد شبكههاي رايانهاي ميزبان و كاربران غنيتر باشند، نقش كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني در زنجيره دانش اجتماعي آشكارتر خواهد بود.
نكته ديگر به عنوان راه حل عملي در راستاي توسعه پايدار كيفيت بخشيدن به خدمات كتابخانههاست. در حقيقت اين راهكار ديگر امور و فعاليتهاي كتابخانه را تحتالشعاع قرار ميدهد. اهميت و اعتبار يك مركز اطلاعرساني نسبت به كيفيت خدمات آن سنجيده ميشود. كتابخانهها ميتوانند با ارائه خدمات عميقتر نظير خدمات چكيدهنويسي، نمايهسازي و تهيه فهرستگانهاي توصيفي، مقالهنامه و... فرصت دستيابي بيشتر به اطلاعات را براي محققان فراهم سازند. در نتيجه پژوهشگران و جستجوگران اطلاعات با صرف كمترين زمان به اطلاعات پردازش شده دست مييابند. در واقع بخشي از كار تحقيقاتي استفادهكننده نهايي را كتابخانه از پيش آماده كرده است. بدين ترتيب امكان بهرهوري بيشتر از اطلاعات به نحو مطلوبتر فراهم ميشود و در نتيجه در رشد و توسعه جامعه تأثير قابل ملاحظهاي خواهد گذاشت.
و آخرين نكته كه در ارتباط مستقيم با توسعه پايدار است و صاحبنظراني چون لاوريك و الپوف نيز بر آن تكيه دارند ايجاد پايگاههاي اطلاعاتي در زمينه موضوع توسعه پايدار و موضوعات مرتبط با آن است.
كتابخانهها با بررسي پايگاههاي اطلاعاتي داخلي و خارجي و ديگر منابع اطلاعاتي و گزينش و فراهمآوري اطلاعات مرتبط با موضوع توسعه پايدار ميتوانند پايگاه اطلاعاتي با موضوع خاص ايجاد كنند كه عمدتاً به جنبههاي اقتصادي و اجتماعي توسعه پايدار در برهه زماني خاص اختصاص داشته باشد.
يكي از عناصر مؤثر كه ميتواند سهم شاياني در دستيابي بشر به توسعه پايدار داشته باشد عنصر «اطلاعات» است و بالطبع كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني به عنوان نقطه «فرآيند اطلاعرساني» با توليد دانش و فراهم آوري و ساماندهي و اشاعه اطلاعات از توان و قابليت كافي براي كمك به توسعه پايدار برخوردار هستند. از سوي ديگر، آنها با ارتقاء آگاهي و فرهنگ عمومي جامعه و بهبود رفاه اجتماعي، اقتصادي و توسعه نيروي انساني نقش قابل توجهي ميتوانند در توسعه پايدار داشته باشند.
كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني براي تأثيرگذاري بيشتر در توسعه پايدار نيازمند دو حركت دروني و بروني هستند. آنها لازم است از سويي به عنوان يك نهاد اجتماعي با آگاهي از رسالت خويش به حفظ موقعيت و وظيفه اجتماعي خود بپردازند و از سويي ديگر دولتمردان را متوجه اهميت و تأثيرگذاري خود نسبت به امر توسعه پايدار بكنند. در راستاي دو حركت فوق، چند راهكار عملي براي نقشآفريني بيشتر كتابخانهها در امر توسعه پايدار پيشنهاد ميشود:
1- دسترسپذير كردن اطلاعات؛
2- بهرهگيري از فناوري اطلاعات در راستاي توسعه خدمات؛
3- كيفيت بخشيدن به خدمات كتابخانه اي؛
4- ايجاد پايگاههاي اطلاعاتي موضوعمدار و گذشتهنگر در زمينه توسعه پايدار
اكنون كه استدلال شد كتابخانهها و مراكز اطلاعرساني نقش حياتي و اساسي در توسعه پايدار دارند بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه تحقق چنين نقشي مستلزم توجه كتابخانه به توسعه خدمات مناسب در جهت برآوردن نيازهاي متنوع جامعه و دستاندركاران توسعه ميباشد. به عبارت ديگر، كتابخانهها بايد پيشاپيش و پا به پاي دستاندر كاران توسعه پايدار، خدمات مناسب را برنامهريزي و ارائه دهند تا به رسالت واقعي خود جامعه عمل بپوشند.
آغا، سليم.«راهبردهاي بقاي نظامهاي اطلاعرساني در جهان اسلام»، ترجمه علي اصغر شيري، مجموعه مقالات كامليس 4 (تهران 29-31 خرداد 1374)، زير نظر عباس حري؛ به كوشش عبدالله نجفي. تهران،كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1376.ص 320-303.
اليوت،جينفر. مقدمهاي بر توسعه پايدار در كشورهاي در حال توسعه، ترجمه عبدالرضا ركنالدين افتخاري و حسين رحيمي، تهران، مؤسسه توسعه روستايي ايران، 1378.
جكسن، مايلز. «كتابخانهها، مراكز اطلاعرساني و توسعه ارتباطات»، ترجمه عبدالحسين آذرنگ، شمهاي از اطلاعات و ارتباطات، ترجمه و تأليف عبدالحسين آذرنگ ،تهران، نشر كتابدار،1378ص 83-76.
داولين، كنت. «كتابخانه به عنوان مؤسسهاي آموزشي»، ترجمه نسرين دخت عماد خراساني، گزيده مقالات ايفلا 97 (دانمارك: 31 اوت – 5 سپتامبر 1997)، زير نظر عباس حري به همت تاج الملوك ارجمند، تهران، كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1378، ص 208-216.
رحماني، فريده. «توسعه پايدار از تئوري تا عمل»، اطلاعات سياسي – اقتصادي، شماره 1372، 69، 770، ص 87-84.
سلامي، رضا. «بررسي اجمالي توسعه پايدار»، رهيافت، شماره 17، زمستان 1376، ص 50-44.
شپسترا، ديك. «كتابخانههاي عمومي و توسعه اقتصادي»، ترجمه زهره ميرحسيني، فصلنامه پيام كتابخانه، دوره هفتم، شماره اول، بهار 1376، ص77-69.
طائي، حسن. «تو سعه پايدار با تكيه بر سرمايه انساني»، مجموعه مقالات نخستين سمينار آموزش عالي در ايران ج1 (23-21 آبان 1375 )، تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1376، ص120-104.
فقيهي نژاد، محمد تقي. «نقش اطلاعات و شبكههاي اطلاعرساني در توسعه كشور»، رهآورد نور، ش15، 1379، ص 26-22.
كرايست، جان. م. مباني فلسفه كتابداري آموزشي، ترجمه اسدالله آزاد، مشهد، آستان قدس رضوي، 1365.
كوراس، يي. «اطلاعات چهارمين عنصر حياتي و تأثير آن بر فرهنگ ملتها»، ترجمه مسعود توتونچيان، اطلاعرساني، دوره دهم (جديد) (بهار،1372) شماره 1، ص 72-61.
مكنون، رضا. «تحقيقات در فرآيند توسعه پايدار»، رهيافت، شماره هفدهم، زمستان 1376، ص4-3
موسوي بجنوردي، كاظم. «جايگاه اطلاعرساني در آستانه هزاره سوم»، فصلنامه كتاب، دوره يازدهم، شماره سوم، پائيز 1379، ص 11-7.
يلماز، بولنت. «حق برخورداري از اطلاعات: آيا اين امكان براي كشورهاي در حال توسعه فراهم است؟» ترجمه عبدالله نجفي، گزيده مقالات ايفلا 98 (آمستردام: 16-21 اوت 1998) زير نظر عباس حري، بهكوشش تاجالملوك ارجمند، تهران،كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1379، ص255-248.
Elepov , Boris’s and Lavrik , Olga.L.(1997). “The library and problems of sustainable Development", Resource Sharing & Information Networks, vol. 13 (1), 1997. P 85-94.
1- كارشناسي ارشد علوم كتابداري و اطلاعرساني
2- Sustainable Development
3- مفهوم كتابخانهها در اين مقاله شامل مراكز اطلاعرساني نيز ميباشد.
[4] The Word Commission of Environment and Development.