Development Phase

Design Phase

Investgation Phase

Objectiv: در اينجا هدف توسعه است ، تست ، Integrate  و تست محصول براساس مستندات طرح و نيازمندي هايي كه در عمل وجود دارد . همچنين در اين بخش برنامه پشتيباني محصول تعيين ميشود .

Objectiv: در صورتي كه وارد اين فاز ميشويم چه اهدافي داريم ؟ مشخص كردن نكات فني و امكانات اجرايي و تبديل نيازمندي ها به قابليت هاي نرم افزاري و طراحي به گونه اي كه بتوان نيازمندي هارا در قالب طرح به نتيجه رساند .

Objectiv: در اين قسمت اهداف بايد مشخص شوند ، بايد ايده هايي كه براي محصول جديد مورد نياز است شناسايي و بررسي شود و برنامه هاي مدرن كه مطابق با استراتژي ها ، كسب وكار و برنامه هاي فني شركت ميباشد ، تدوين گردد .

1

Requirements : بايد طوري توسع داده شود كه نيازمندي را جوابگو باشد و در راستايي خاص باشد .بايد برنامه هاي تست براي Alpha testing  و System testing مدون باشد . در اين بخش بايد مستند سازي فني محصول انجام گيرد (تمام نكات مطرح شده در SLC) بايد مشتري هاي b و شرايط تست مشخص شود . در اينجا سفارش بخشها و زمان شفارش طولاني مورد نياز  مشخص مي شود . برنامه b_ Test Plan محصول تدوين ميگردد و  محصول در محل مشتري تست مي شود . ارزيابي محصول در مقابل مشخصات محصول با استفاده از مشخصات Unit Testing  و Function Integrated Testing  . نهايي نمودن برنامه مستندات محصول . نهايي نمودن برنامه آموزش محصول . نهايي نمودن برنامه توليد محصول و زمان افتتاح محصول . توسعه برنامه ، روش توليد انبوه محصول . اجرايي كردن ارزيابي برنامه اصلي . اجراي تست هاي شرايط قانوني محصول كه از جنبه هاي مختلف مطرح ميشود . شناسايي و نوع آوري و اختراع جهت ثبت . انجام تست هايي در شرايط خاص (مثل ، تست Magnetic  كه تست محصول نيست بلكه تست قوانين كشور است ). نامگذاري رسمي محصول و ثبت علامت تجاري براي محصول . مشخص نمودن نوع بازار فروش محصول (قرار است به چه ارگاني فروخته شود ؟)

Requirements : دراين بخش تعريف مهندسي محصول صورت ميگيرد ، كه اين بخش مهمترين قسمت كار فاز ميباشد در اين بخش خواهيم داشت : شرح مشخصات محصول (شامل : سخت افزار ، نيازمندي هاي شبكه ، روش هاي كاربردي ، Time To Market ، روش هاي تست ، شرايط قبول محصول ، Software Invirement ، نرم افزارهاي ثالث،مشخص شدن SLC ، كاركردFunctionality  اصلي ، Capacity ، كارايي ، Scale (مشخص كردن تعداد كاربر )، نحوه ارائه به مشتري ، محل استقرار ، ورژنهاي مختلف محصول ، Release هاي محصول ، Software Development، Backup ، Restore و...)، مشخصات معماري محصول . تنظيم برنامه كاري منظم براي توسعه محصول از وظايف اين بخش است . در اين قسمت در صورت نياز ، نمونه سازي قابل اجرا هست يا خير ؟ در صورتي كه شركتي قبلا روي Functionality  هايي كار كرده ، كارشود و قابل اجرا بودن آنها بررسي شود . سپس هر كدام از موارد : شرح مشخصات محصول (شامل : سخت افزار ، نيازمندي هاي شبكه ، روش هاي كاربردي ، Time To Market ، روش هاي تست ، شرايط قبول محصول ، Software Invirement ، نرم افزارهاي ثالث،مشخص شدن SLC ، كاركردFunctionality  اصلي ، Capacity ، كارايي ، Scale (مشخص كردن تعداد كاربر )، نحوه ارائه به مشتري ، محل استقرار ، ورژنهاي مختلف محصول ، Release هاي محصول ، Software Development، Backup ، Restore و...)، مشخصات معماري محصول .  از ديد سيستمي بررسي ميشود و مستندات آنها تهيه ميگردد . پس از آن بايد Plan هاي گروه كاري به اين ترتيب تهيه ميشود : Design Quality Plan ، برنامه اي براي مستند سازي محصول ،  نحوهء پشتيباني محصول ، نحوه واگذاري محصول به نمايندگي ها و در نهايت Plan اي براي نظارت روي سيستم (اگر عملياتي باشد) . در اين بخش بايد بتوان برآورد مالي دقيقي ارائه كرد . بايد بتوان برنامه كاري تعريف كرد ، زيرا پس از آن به فازهاي كور ميرسد و بايد همه چيز مشخص باشد و منابع بسته شده باشد . دراين جا بايد برنامه توسعه نرم افزار مدون باشد .و اگر نيازي به نرم افزارهاي ديگر در سطوح مختلف داريم مشخص باشد . ودر پايان بايد بخشهاي Critical كار مشخص شود .

Requirements : دراين بخش بايد محورهاي اصلي شناسايي شود و فرايند باز نگري شود ، از نظر اقتصادي توجيه شود منظور توجيه كار است ، تا اهداف در چند سال آينده به كجا خواهند رسيد.همچنين بايد رقباي و نقاط ضعف و قوت آنها در اين قسمت شناسايي شود و نوع بازاري كه در آن فعاليت ميكنند : Small Business , Midi Or Larg و چه قشري از مردم بيشتر از آن استفاده ميكنند ؟ از ديد مهندسي كار به چه صورت است ؟ Plan اوليه محصول به چه شكل است ؟ در چه Version  خواهيم داشت ؟ در چند Release وبه اسمي ؟ آناليز برگشت سرمايه به چه صورتي است ؟ (تك تك ، عمده اي و...) تاثير مالي آن به چه شكل است ؟ ضمنا در اين بخش بايد همه مشكلات بررسي و مشخص شود و ببينيم آيا پروژه به نتيجه خواهد رسيد يا خير ؟آيا واقعا Manufacture  هست يا خير؟ در اين بخش بررسي ها و شناسايي هايي از نظر فني انجام ميگيرد و سعي ميشود Think Tank درست شود و كار به كساني كه  Think Tank دارند سپرده ميشود تا به پيشرفت كار كمك كند . همچنين در اين قسمت از ديد تكنيكي و Markettingمستندات فني جهت بدست آوردن مقدار عملي و مشكلات كار . در اينجا مستندي به نام Requirements Document  تهيه ميشود  كه محصول مشتركي بين Marketting  و مهندسي Bible Book است در آن همه زبان همديگر را ميفهمند و انتظارات معين و مشخص است (انتظارات از ديد Market و توانايي از ديد مهندسي)همچنين در اين بخش بايد هر چه سريعتر كساني كه بايد دگير كارشوند با يكديگر آشنا شوند و اطلاعات كار به آنها داده شود. در اين بخش كليه نيازها از قبيل خريد ، ساخت و تكنولوژي هاي ثالث شناسايي ميشود .

 

2

Out Put : در اينجا خروجي هاي سيستم عبارتند از : تست محصول پس از توسعه آن . مستندات فني سيستم . upgrade  برنامه كاري به دليل تغيير زمانبندي توسعه . ايجاد آمادگي جهت معرفي به سازمان هاي خاص و مشتري هاي تجاري بعنوان يك محصول .

Out Put :در اين بخش بايد ميزان اطمينان رسيدن به نتيجه مشخص باشد . در اينجا طراحي كامل شده است و با برآورد هاي دقيق نسبت به Function  هزينه و زمان ، كاملا بسته شد ه است . ميتوان به مشتري محصول را معرفي كرد و آنرا درگير كار كرد . در اين بخش مشخص مي شود كه آيا واقعا اين پروژه ادامه يابد يا خير ؟ در اينجا شناسايي بخش هاي مهم و فرضيات و مشكلات مختلف مهم  است و در صورتيكه تصميم به ادامه كار است : بايد بتوان روي بودجه و منابع مالي تائيديه گرفت . و بايد Functionality  ، User  ، Service  و... را شناسايي و ارزيابي كرد . سپس گروهي متعهد به كار جمع آوري كرد و در نهايت وابستگي به نرم افزار هاي ثالث مشخص شود .

Out Put :در اين فاز اين موارد مورد بررسي قرار ميگيرد ، چه خروجي هايي وجود دارد ؟ آيا ميتوانيم از اين فاز به فاز بعدي برويم ؟ هميشه لازم نيست بطور كامل وارد يك فاز شويم بلكه ميتوانيم تا قسمتي از يك فاز جلو برويم و سپس ابعاد آنرا شناسايي كنيم و ديد آيا ميتوان كار را ادامه داد يا خير ؟ در اين صورت بايد پول مختصري در كار قرار گيرد ، براي شناسايي ابعاد مسئله و در صورت عدم ادامه كار ، هزينه نشود .يافتن خط مشي PLC ، شناسايي اعضاء اصلي برنامه كاري يا محصول و شروع كار با تكنولوژي هاي ثالث در صورتيكه محصول از آنها استفاده ميكند يا خير ؟ جزء كارهاي بعدي در اين بخش ميباشد .

3

Parameters Established : در اينجا ميتوان عملكرد را اندازه گيري كرد كه آيا متناسب با نيازمندي هست يا خير ؟ و در صورتي كه عملكرد مناسب نيست ، بايد اصلاح شود و يا راه حل هاي ديگري ارئه گردد . محصول بايد بتواند شرايط نيازمندي محصول را برآورده كند و گرنه بايد راه هاي جايگزين انتخاب شود . Pathent  ها شناسايي ميشود و محصول نامگذاري ميشود.

Parameters Established : در اين قسمت مشخص ميشود كه : به چه منابعي نياز هست ؟ چه مقدار سرمايه نياز است ؟ و نيز ميتوان گزارش هاي كمي از روند ادامه كار ارائه كرد .

Parameters Established : در اين قسمت Time  و Cost  را تعيين مي كنند و آنرا براي فاز طراحي (فاز بعدي) محدود مي كنند ، همچنين مسير تكميلي موضوع و چارچوب كلي اعضاء مشخص ميشود .

4

 

Hosted by www.Geocities.ws

1