we are responsible for stablizing democracy in our society. Come and join us to stablize deep democracy.
Sociology
I was born in Ardabil in 23 Agust 1966. I took my diploma in humanity in 1987, my bachelor's degree in English Language and Literature in 1992, and my master's degree in Social Science-Research in 2005.
2007-12-11 09:21:00 GMT
Comments (6 total)
Author:Anonymous
تقویت بنیان های مردمسالاری تنها راه توسعه ایران
امروزه بحث استقرار دموکراسی در ايران تب و تاب خاص خود را دارد. برخورد دولت های غربی در قبال ایران در طول تاریخ باعث شد که ایران بخاطر منافع ديگران تاوان بیشماری بپردازد. بدون شک اگر بخواهیم بدون توجه به پایه های توسعه تاریخی ایران ساختار دولت، تولد دموکراسی و برنامه ریزی توسعه اجتماعی و اقتصادی ایران را بررسی کنیم؛ برداشت درستی از آن نخواهیم داشت. ایران در جریان توسعه تاریخی خود، همواره میدان دو گرایش اصلی بوده است: الف)- گرایش بسیار به مرکزگرایی که در زمانهای آرامش خود نمایی می کرد و در این دوره ها کشاورزی شکوفا است. دولت سراسر کشور را زیر کنترل خود می آورد، جمعیت زیاد، روستاها بزرگ و شهرها گسترده و ثروتمند می شوند و توسعه سازمانهای اجتماعی – اقتصادی شتاب بیشتری می گیرد. ب)- گرایش به مرکز گریزی که در زمانهای جنگ و ناامنی و نیرو یافتن ایلها خود نمایی می کند. در این حال ایلها روستاها را تاراج می کنند، جمعیت اندک، شهرها ویران و کشاورزی خوار می شود. به دلیل ناامنی راهها و بازارها، داد و ستد دشوار گشته و توانایی دولت مرکزی کاهش می یابد. این شیوه فرمانروا شدن و از میان رفتن را برای نمونه از سلجوقیان تا قاجارها یعنی در درازای کمابیش یکهزاره اخیر می بینیم. در دوران صفویه؛ ایران با جنگ های طولانی به تثبیت مرزهای کشور می پردازد. این در حالی است که دولت عثمانی منافع انگلیس را به خطر انداخته است و دولت انگلیس در نبرد با امپراتوری عثمان سخت عاجز مانده است. بنابراین، با تحریک دو کشور اسلامی برای مدت زیادی آنها را به جنگ با یکدیگر مشغول می کند تا منافع خود را تامین کند. اگر بخواهيم به اين جريان جريانات ديگري چون داستان ايران و روسيه را اضافه كنيم و يا به خطر افتادن منافع دولت انگليس در جريانهاي ملي شدن صنعت نفت را اضافه كنيم موضوع بيشتر روشن مي شود. اين كارهاي غربيها باعث شد درست در زمانیکه غرب بسوی پیشرفت می تاخت ایران به خواب عمیقی فرو رود. از طرف دیگر، ارزشهای فرهنگی ایرانی و اسلامی کشور که شدیداً تحت تاثیر تضاد ساختاری موجود قرار گرفت و از همین زمان مورد تحریف قرار گرفته و هویت های ملت دستخوش بحران می گردد؛ بطوریکه با طلیعه انقلاب مشروطیت گویی این ملت از خواب طولانی بیدار می شود و به یکباره همه چیز خود را از دست رفته می بیند. ره آورد انقلاب مشروطیت یک نظام پارلمانی است. از اینجا دستگاه فرمانروا به یک مرکزگرایی بی پیشینه که بنیاد اقتصادی آن بر تولید یگانه نفت است کمر می بندد. از طرف دیگر فوجی از اندیشمندان و روشنفکران پدیدار می شوند که شتابان هر یک کمر همت به کار بسته اند تا اولین پایه های دموکراسی در ایران شکل گیرد. ولی بخاطر احساس خطری که کشورهای غربي و انگلیس برای منافع خود می کنند، اين حركت بزرگ هم با اختلافي كه ايجاد مي شود ناكام مي ماند. کودتای 28 مرداد سال 1332 ترتیب می يابد و حکومت استبدادی را جایگزین حکومت دموکراتیک می کنند و از انقلاب مشروطیت صرفاً عوارض آن بر جای می ماند و ملتی سرخورده که تمامی امید خود را دوباره از دست داده است و در عوض حکومتی بر سر کار می آید که به علت داشتن نفت دیگر نیازی به مردم در توسعه اجتماعی - اقتصادی کشور نمی بیند. وقوع انقلاب 1357 نشان داد که هنوز ریشه های دموکراسی که از یکصد سال پیش در ایران شروع شده بود نخشکیده است و این ملت همچنان خواهان رشد و توسعه و دخالت در ادره امور کشور هست.اما جنگ 8 ساله عراق علیه این کشور به راه می افتد، خیل عظیمی از سرمایه داران به علت ترس، عدم اعتمادي كه بين آنها و انقلابیون بوجود آمده، و جنگ کشور را ترک می کنند؛ تحریم اقتصادی شدید علیه کشور برقرار می شود، قشر وسیعی از ایرانیان در قالب جنبشهای معترض به خارج از کشور گسیل می شوند و بسیاری ناآرامیهای دیگر در داخل و خارج از کشور بوقوع مي پيوندند و باعث می شوند كه كشور به همان شرایط گرایش به مرکز گریزی که مانع اصلی هرگونه توسعه در ایران بوده است برسد. کشور ایران با چنین تجربه فرمانروایی نیازمند آرامش است تا به نوسازی خود بپردازد. آنچه كه توسعه تاريخي ايران نشان مي دهد اين است كه نوسازي تنها در شرايطي مي تواند بوقوع بپيوند و يا شتاب بيشتري داشته باشد كه ثبات در داخل و خارج از كشور باعث امنيت گردد و در سايه اين امنيت كشور به توسعه اقتصادي دست يابد و بستر مناسب براي توسعه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي ايجاد گردد.
2007-12-23 09:17:54 GMT
Author:Anonymous
دمـوكـراسـي
تاريخچه دموكراسي
تاريخچه دموكراسي نشان ميدهد كه هنگامي كه در آتن دموكراسي مشاركتي برقرار بود، ديگر ملل اين شيوهحكومت را نپذيرفته بودند و اين شيوه، پس از چيرگي اقوام ديگر بر آتن از ميان رفت. اما امروزه كه همگان پذيرفتهانددموكراسي بهترين شكل حكومت جهان امروزي است باز هم براي برقراري جامعهاي كه در آن همگان از حقوق برابربرخوردار باشند دشواريهايي وجود دارد. دموكراسي امروزي كه شيوههاي مختلفي را تاكنون تجربه كرده است هنوزدر عمل نتوانسته به آنچه كه ميگويد جامعه عمل بپوشاند. قدرتمندان - حاكمان و غيرحاكمان - زير لباس دموكراسيبه شيوههاي نويني دست يافتند تا افراد جامعه را هر چه بيشتر به انقياد كشانده و به جاي آزادي، سرسپردگي را بهشكلي زيبا و زيركانه در جامعه دروني كردهاند.
آنچه در بسياري از سرزمينها اتفاق افتاده است دگرگوني دموكراسي بر اثر تجربههاي زندگي فردي واجتماعيافراد است ولي دموكراسي رايجترين شكل حكومت در دنياي كنوني است. دموكراسي با اصل برابري در انتخاب ونظارت بر اين انتخاب نويد زندگياي بهتر را به بشر داده است. اينكه تا چه اندازه انسانها در جهان كنوني به اين مهمدست يافتهاند، مطالعه ديگري را ميطلبد.
از اوايل قرن پنجم پيش از ميلاد، يعني هنگامي كه شرط دارا بودن ثروت براي احراز مقامهاي دولتي منسوخشد، هر فرد آتني در مجلس داراي حقي برابر براي شركت مستقيم در مباحثات وراي گيريها در مورد قوانين وسياستهاي جامعه و همچنين سهيم شدن در اجراي آنها از طريق قضاوت و عضويت در شوراي اجرايي شد،تجربه دموكراسي شكل گرفت (بيتهام و بويل، 22:1376).
دموكراسي - معني و مفهوم
democracy را كه «مردم سالاري» يا «حكومت مردم» معنا ميكنند (نوربخش، 63:1379) در اصل از واژهيوناني demokratiaمشتق شده است و داراي دو ريشه demos (مردم) و Kratos(حكومت يا فرمانروايي) ميباشد(فولادوند، 363:1377).
در مفهوم دموكراسي همه انديشمندان بر يك نكته تاكيد دارند و آن اينكه نظامي كه در آن مردم حكومتميكنند. اما گيدنز و هلد يك سري پرسشهاي اساسي را در اين ميان مطرح ميكنند، از جمله: مردم چه كساني هستند،اجزاي تشكيل دهنده آنان; نوع مشاركت; گستره فرمانروايي اين مردم تا چه اندازه است; آيا از فرمانهاي مردم بايداطاعت كرد و سرانجام اينكه دموكراسي مجموعهاي از نهادهاست يا نوعي فرايند و جريان. (گيدنز، 329:1373;فولادوند، 363:1377).
بيتهام و بويل دموكراسي را داراي اين مفهوم آرماني ميدانند كه تصميمهايي كه بر اجتماع به عنوان يكمجموعه اثر ميگذارند، بايد با نظر كليه افراد آن اجتماع گرفته شوند (بيتهام و بويل، 17: 1376).
پوپر دموكراسي را با مفهوم جامعه باز پيوند ميزند يعني جامعهاي براي تحمل عقايد دگرانديشانه و همچنيناحترام به آنها و دموكراسي شكلي از حكومت است كه وقف حفظ و حراست جامعه باز است (شي يرمر،15:1378).
از اين رو، دموكراسي مجموعهاي از نهادهاست كه نظارت عامه بر حكمرانان و بر كنار ساختن ايشان به دستمردم تحت حكومت را امكان پذير ميكند و به مردم تحت حكومت اجازه ميدهد بدون هيچ خشونتي و حتيبرخلاف خواست فرمانروايان به اصلاحات دست يابند. (شي يرمر، 143:1378).
با توجه به آنچه آمده ميتوان گفت كه دموكراسي، شكلي از حكومت است كه در آن افراد در فضايي عقلاني وبدور از خشونت، اداره كنندگان جامعه را انتخاب يا بركنار ميكنند و به خواستههاي خويش ميرسند.
دموكراسي: انواع و اجزاء
گيدنز و هلد دموكراسيهاي تجربه شده در طول تاريخ را در سه گروه دستهبندي ميكنند:
1 - دموكراسي مشاركتي / مستقيم
2 - دموكراسي تك حزبي
3 - دموكراسي چند حزبي / ليبرال
(گيدنز، 329: 1373; فولادوند، 364: 1377).
1 - دموكراسي مشاركتي / مستقيم
دموكراسي مشاركتي كه در آتن بوجود آمد، نظامي است كه درباره امور هماهنگي و حكومتي مستقيماً تصميمگيري ميكنند.(گيدنز، 331: 1377; فولادوند 364: 1377) در اين نوع دموكراسي چون حاكمان همانشهروندان بودند، فرقي ميان دولت و جامعه گذاشته نميشد البته در اينجا زنان و بردگان جزء شهروندان آتن نبودند.
به هر حال شهروندان در دولتشهر آتن هم اتباع دولت بودند و هم واضعان قواعد و مقررات حكومتي. مردم بهوظايف قانونگذاري و قضايي ميپرداختند. زيرا شركت در اين وظايف و مشاركت مستقيم در امور د
هدف مطالعه
در پاسخ به نگرانيهاي موجود در سيستمهاي راي گيري كشور، مركز تحقيقات پيمايشي و موسسه مطالعاتدولتي كاليفرنيا، بركلي با همكاري همديگر(1) به منظور تعيين اينكه كداميك از سيستمهاي راي گيري براي ثبت وفهرست بندي آراء با حداقل درصد راي باقيمانده- درصد برگ راي سفيد مصرف نشده در حوزه انتخابيه كه هيچگونهراي رياست جمهوري روي آن نوشته نشده است- كار كردند. آراء باقيمانده شامل برگ راي كم (راي سفيد) كه در آنهيچ راي براي حزب (كانديدايي) ثبت نشده و برگ راي بيشتر كه در آن بيشتر از يك راي بر روي برگ راي براي آنحزب (كانديدا) نوشته شده است كار كردهاند. ما در اينجا پنج سيستم رأيگيري متفاوت را مقايسه ميكنيم: ثبتمستقيم الكتروني (DRE)، ماشينهاي اهرمي، اسكننوري، برگ رأي كاغذي و كارت پانچ.
كيفيت اطلاعات
تحليل ما براساس اطلاعات موجود در 219،2 فرمانداري آمريكا بر اساس 2000 انتخابات عمومي برگزارشده صورت گرفته است. اين اطلاعات شامل سيستم اخذ رأي، آراء باقيمانده محاسبه شده از نتيجه و رأي نامزدها وخصوصيات جمعيت شناسانه و سياسي فرمانداريها است. ما در جمع آوري و تميز دادن اين اطلاعاتسرمايهگذاري سنگيني كرديم و معتقديم كه آنها پايه اساسي را براي تحليل ما فراهم بكنند. با اين حال، هنوز مامقداري نگراني درباره كيفيت آنها داريم. اين نگرانيها با 2000 داده ما را به رد ايده استفاده از اطلاعات قبل از سال2000 مياندازد، براي اينكه آنها با همان دقت 2000 اطلاعات نميتوانستهاند مورد بررسي مناسب قرار گرفتهباشند.
استفاده از آراء باقيمانده(2) به عنوان اندازه گيري اجرا
گزارش ما روي درجهاي تمركز دارد كه در آن سيستمهاي رأي گيري به ثبت رأيگيري به ثبت آراء هر رايدهنده كه در رأي گيري حاضر شده است ميپردازد. اگرچه كه تعدادي از رأي دهندهگان عمد تصميم ميگيرند كه درانتخابات رياست جمهوري راي ندهند، يك تعداد قابل توجه از آراء باقيمانده رياست جمهوري ميتواند اطلاعاتدرباره اجرا سيستمهاي رايگيري را فراهم آورد. آراء باقيمانده مربوط به مجلس سنا و انتخابات فرمانداري برايسنجش ميزان اجرا سيستمهاي رايگيري خيلي كمتر مفيد هستند براي اينكه خيلي از آنها ممكن است برگ راي كم(سفيد) عمدي باشند كه تعدادشان به طور اساسي از يك حوزه انتخابيه به حوزه ديگر بسته به نزديكي انتخاب فرقداشته باشد.
موضوعات روش شناسانه
اگرچه ما يافتههاي معنيداري در گزارشمان ارايه كرديم، اما در ادعاهاي محجوب به دليل مشكلات موجوددر استخراج نتايج از اطلاعات غير تجربهاي و مشاهدهاي اشتباه كردهايم. اين مشكلات به وسيله چهار ويژگي مطالعهما تشديد شدهاند. اطلاعات ملي در راههاي مهم گزارش محدود هستند. بحثهاي زيادي در كنترل كافي عوامل غير ازنوع سيستم رايگيري كه ممكن بود روي اجرا تاثير بگذارد صورت گرفته است. تاثيرات انتخابات بعدها ميتواندروينتايج بدليل اينكه سيستمهاي اخذ رأي قديميتر ميتواند با باقي ماندن در وضعيت موجود كه آنها خوب عملكنند مزيت داشته باشد تا اينكه در حالت جايگزيني در وضعيت جديد بد كار بكنند. به هر حال، سيستمهاي جديدترهنوز جايگاهي براي بهتر عمل كردن پيدا نكردهاند. بالاخره، توصيف تغيير و بعضي وقتها تغيير سريع تكنولوژيهاباعث ايجاد مسائل اضافي ميگردد.
آراء باقيمانده رياست جمهوري و سيستمهاي راي گيري
ما دريافتيم كه ثبت مستقيم الكتروني (DRE)، ماشينهاي اهرمي، اسكن نوري و برگ رأي كاغذي همگيباعث توليد مقداري قابل توجه آراء باقيمانده، بطور متوسط بين 1/2% تا 1% يا كمتر، نسبت به كارت پانچها ميباشند.اين نتيجه وقتي كه داده با انواع كنترلهاي آماري تجزيه تحليل شدند واقعي بنظر رسيدند. چهار مقياس امتيازدهياستفاده شده به وسيله قانون ملي روي رفرم انتخابات فدرال (National Commission on Federal ElectionReform) كه از درجهبنديها >خوب<، >كافي<، >نگران كننده<، و >غير قابل قبول< كارآرايي استفاده ميكند، ما دريافتيمكه همه سيستمهاي رأي گيري تعدادي اجراهاي غير قابل قبول و نگران كننده دارند، اما سيستم
2007-12-23 09:20:40 GMT
Author:Anonymous
60هدف پژوهش حاضر، بررسي علل كاهش مشاركت مردم حوزه انتخابيه اردبيل، نير و نمين در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي بود. پس از طرح سوال آغازين و ارائه اهداف پژوهش، چارچوب نظري ليپست و دال با توجه به پرسش موضوعي و اهداف تحقيق انتخاب گرديد و فرضيات اين پژوهش از مدل تئوريكي فوق اقتباس شد. اين فرضيات رابطه مشاركت را با عوامل و عوامل اجتماعي ميآزمايد. جهت بررسي فرضيات مطرح شده 760 نفر از افراد حوزه انتخابيه اردبيل، نير و نمين بصورت سهميهاي و تصادفي انتخاب شدند و به منظور آزمون الگوي تحليلي روي نمونه مورد نظر پرسشنامهاي طراحي گرديد كه در تنظيم آن از شاخصهاي توسعه داده شده دال و ليپست بهره گرفته شد. سپس ميزان روايي[1] و اعتبار[2] اين وسيله اندازهگيري برآورد گرديد. مقدار آلفاي كرونباخ[3] كه دلالت بر ميزان اعتبار و پايداري دروني گويهها در داخل مقياس دارد حدود 79 درصد برآورد گرديد كه اين مقدار نشانگر اعتبار كافي براي ابزار اندازهگيري است. پرسشنامه طراحي شده توسط پرسشگران روي افراد مورد مطالعه اجراء و دادههاي مورد نظر گردآوري شدند. تحليل دادهها با استفاده از روشهاي آماري خيدو و رگرسيون لوجستيك انجام گرفت. نتايج تحليل آماري خيدو نشان داد كه متغيرهاي دانش سياسي، اعتماد به كانديداها و سن در حد متوسط و بقيه متغيرها در حد زيادي با متغير كاهش مشاركت رابطه معني داري دارند و متغيرهاي جنسيت و اشتغال تاثيري روي كاهش مشاركت ندارند. همچنين روابط متعدد عوامل موثر بر كاهش مشاركت در انتخابات با استفاده از مدل رگرسيوني لوجستيك مورد برازش قرار گرفت. الگوي نهايي نشان داد كه از مجموع 12 عامل موجود، 7 عامل: برآورده شدن انتظارات مردم، آگاهي از نتايج انتخابات، تاثيرگذاري راي فرد، انسجام برنامههاي تبليغاتي، سن، رضايت از اوضاع حاكم بر جامعه و رضايت از عملكرد مجلس قبلي به ترتيب ميتوانند علل كاهش مشاركت در انتخابات را تبيين كنند و بقيه متغيرها به خاطر پايين بودن مقدار والد[4] و ضريب بتا از معادله خارج شدند. در اين الگو برآورده شدن انتظارات (مطالبات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي) مردم بالاترين وزن را در تبيين كاهش مشاركت دارد و نقش بقيه متغيرهاي موجود در معادله نسبت به اين متغير كم است. [1] validity [2] reliability [3] Cronbach Alpha [4] Wald
2007-12-23 09:36:21 GMT
Author:Anonymous
راهبرد تامين اجتماعي قرنها پيش هنگاميكه شاهان در قلمروهاي پادشاهي خود با فرامين خاص اجتماعي حكمراني مي كردند كه نيازمند نظم اجتماعي براي دوام صلح و همسازي بودند. با گذر زمان سياستهاي اجتماعي و نظم اجتماعي تغيير و اصلاح مي گردند. با جهاني شدن دنيا كوچكتر مي شود و مردم تلاش مي كنند تا تاثير سياستهاي اجتماعي را بهتر درك كنند. نهادهاي اجتماعي كشورهاي توسعه يافته در قالب سازمانهاي رفاهي از مسايل اجتماعي مراقبت مي كنند. 70 سال پيش برنامه اي با عنوان تامين اجتماعي براي رفاه شهروندان در آمريكا آغاز بكار كرد. ساختار برنامه به تناسب ساختار خانواده هاي آنزمان طراحي شده بود. با مرور زمان ساختار خانواده تغيير كرد و اين كار باعث بوجود آمدن مشكلات ناخوشايندي در سيستم شد.
چرا ما نيازمند داشتن سيستم تامين اجتماعي هستيم؟
هنوز بيش از يك سوم مردم دنيا در فقر مطلق بسر مي برند. هر كشوري براي رفاه سالمندان، معلولان، كاركنان بازنشسته، زنان بي سرپرست، بيوه ها و كودكان خود نيازمند تامين اجتماعي است. تامين اجتماعي عهديست با نسلهاي آينده. راه حليست مناسب براي حل مسايل اجتماعي.
تامين اجتماعي در آمريكا موفقيت چشمگيري داشته است. مردم دوست دارند بخاطر تامين مالي كه ميتوانند در آنجا بدست آورند به آمريكا بروند و در آنجا سكونت كنند.
چه كساني مزاياي تامين اجتماعي را دريافت ميكنند؟
در ايالات متحده آمريكاماهانه بيش از 47.5 ميليون نفر اين مزايا را دريافت ميكنند. اغلب بيش از دو سوم دريافت كنندگان مزاياي تامين اجتماعي كارگران بازنشسته زن و مرد هستند. 13 درصد اين دريافت كنندگان افراد معلول هستند. زنان كارگران بازنشسته، همسران معلولان و بيوه ها 10 درصد و كودكان 8 درصد از دريافت كنندگان مزاياي تامين اجتماعي را شامل ميشوند. به منظور حمايت از كارگران و خانواده آنها، خدمات درماني و بيمه تكميلي دراز مدت، توسط تامين اجتماعي به آنها داده ميشود. اين طرح تمامي مردان، زنان و كودكان را تحت حمايت خود قرار ميدهد.
تامين اجتماعي چگونه وجوه دريافت ميكند؟
تامين اجتماعي از سيستم "پرداخت سريع" استفاده ميكند؛ بدين معني كه كارگران در حال اشتغال با پرداخت ماليات از ليست حقوق خود به بازنشستگان فعلي ياري مي رسانند. اينكار به دولت اجازه مي دهد تا درآمد بيشتري از كارگران ثروتمند بدست آورد. با اين وجوه تامين اجتماعي ميتواند با موفقيت بيشتري نقش خود را ايفا نمايد.
آيا تامين اجتماعي با عدم تامين روبرو است؟
در اين دنيا هيچ چيزي هميشگي نيست. اما حمايت از شهروندان نيازمند، گام بزرگي است. آينده تامين اجتماعي قابل پيش بيني نيست. بطوركلي، طول عمر مردم در حال افزايش است. نتیجتا، در نسبت دريافت كنندگان مزاياي تامين اجتماعي به كارگران به ميزان زيادي فاصله وجود دارد. برنامه عظيمي براي جمعيت سالخورده كه اگر درآمدهاي پيش بيني شده وصول نشوند درآمدهاي تامين اجتماعي كفايت نخواهند كرد.
آيا خصوصي سازي براي سيستم تامين اجتماعي ضرورت دارد؟
اين يك سئوال بزرگي براي آمريكا است؟ كشورهائيكه داراي سيستم تامين اجتماعي هستند در اين فرايند گام گذاشتند. كشورهاي مختلف داراي سيستمهاي مختلف تامين اجتماعي هستند. برنامه هايشان نيز وابسته به پايداري اقتصاديشان است. اگر ريشه هاي اصلي جامعه قوي باشند، شاخه ها و برگ ها نيز هميشه سالم و رشد كامل خواهند داشت. مسئله سختي هاي مشكلات اقتصادي به يك پديده جهاني تبديل شده اند. راهبردهاي بيشماري براي توسعه و بهبود وضعيت اقتصادي بكار گرفته شده اند. چنين سيستم زيبايي كه از نظر مالي به افراد كمك ميكند در واقع نعمتي براي مردم بشمار مي آيد. اما طمع انسان بزركترين مانع بر سر راه رشد اجتماعي و اقتصادي است. فساد براي استثمار ضعيف و اقشار آسيب پذير بيماري كشنده ي است. فساد بدون كنترل نظم اجتماعي را همانند موريانه خواهد خورد. سازمان فاسد مافيا است. فاسد ميوه پوسيده ي پر از كرم است. براي ريشه كني اين آسيب هاي اجتماعي ما نيازمند يبك سيستم اجتماعي خوب هستيم. عموماًهيچ شيوه اجتماعي خوب يا بد نداريم، و بايستي سياست اجتماعي سالمي را تنظم كنيم و اگر برنامه تامين اجتماعي نباشد توسعه كشور تحقق نخواهد يافت. اينكار براي كشورهاي توسعه يافته بسيار پراهميت بوده و يكي از مكانيزمهاي حمايتي از فقيران است. تامين اجتماعي پيماني است با نسلهاي آينده. تامين اجتماعي برچيدن ناامني است. تامين اجتماعي ابقا كننده پايداري اجتماعي و اقتصادي است. تامين اجتماعي ارايه كننده منافع اختياري عمومي است. تامين اجتماعي قلبي است كه عدالت اجتماعي را تامين مي كند. اداي التزامهاي اجتماعي وظيفه اخلاقي هر شهروندي است و اين قدرت ملت است. افراد بواسطه احتراميكه به نظام نامه اخلاقي جامعه مي گذارند مشخص مي شوند. در چنين جوامعي تامي
2008-01-21 07:47:13 GMT
Author:Anonymous
مردمسالاري براي پاكستان نيز همانند هندوستان و ايالات متحده آمريكا حياتي است. بدون شك پاكستان خود را به خاطر حمايت از اعمال تروريست ها به تباهي كشانيد تا ساير ملل را تضعيف كند. در واقع اين قبريست كه براي ديگران كنده شده بود اما سرنوشت آنها چنين بود كه خودشان قرباني تروريسم باشند و در همان قبري كه براي هندوستان كنده بودند بيافتند. هم اكنون همان گروههاي ترور و گروههاي وحشي كه بر عليه كشور ما و آمريكا بطور ويژه ساماندهي شده بودند پاكستان و شهروندان پاكستاني را مورد هدف قرار داده اند. تصور اينكه مردمسالاري بتواند همه مشكلات پاكستان را حل كند هرچند كه ممكن است خيالپردازي دانشگاهيان باشد اما در حقيقت روياي هميشگي پاكستانيان بوده است. بر روي كره خاكي صرف نظر از مرزهاي ملتي موجوداتي وجود دارند كه تعليم يافته اند و عادت داده شده اند كه تنها جنگ كنند و بجنگند، حيوانات و انسانها را بكشند و تنها مرتكب جنايت بشوند. چنين موجوداتي در سراسر دنيا وجود دارند. در كشوري كه چنين موجودات در اكثريت باشند، به سختي ميتوان از ميوه هاي مردمسالاري لذت برد. بدشانسي بزرگي است كه در هندوستان ميوه هاي مردمسالاري براي قشر وسيعي از مردمانش قابل دسترس نيست. بطور كل بسيار ناراحت كننده است كه مردم كشور ما خوشحال نيستند. مردم تا زمانيكه نيازهاي اوليه خود را براي صلح و زندگي باشرافتشان را بدست نياورند نميتوانند از كلمه مردمسالاري لذت ببرند. مردمسالاري نوشدارو براي تمامي دردها نيست. هم اكنون در هندوستان بيشتر مردم شروع به تنفر از مردمسالاري كرده اند. ما قبل از اينكه سعي كنيم به پاكستان درس ياد بدهيم بايستي اول از همه به خودمان برسيم. ابتداٌ مردمسالاري به عنوان يك حقيقت نياز به كنترل دارد. مردمسالاري با عناصر ويژه اي از ديكتاتوري دشمني دارد. حتي آمريكا از پاكستان ميترسد تا هندوستان. آمريكا از بن لادن بيشتر از آقاي مان موهان سينگ ترس دارد. در حاليكه فساد تدريجي در ارزشهاي عادي بشري رو به فزوني گذاشته، افرادي همانند بن لادن در تمامي عرصه هاي زندگي اهميت برجسته اي پيدا مي كنند. ما بايستي هر چه زودتر جلوي چنين روندي را بگيريم. اگر ما بن لادن را به عنوان سمبل جنايت و فعاليتهاي شيطاني بدانيم، خواهيم ديد كه افراد بسياري همانند بن لادن در لباسهاي مبدل در تمامي ادارات، انجمنها، مجالس و بطور كل در جامعه وجود دارند. بايستي آنها را شناسايي و وجين كنيم كه خود اين كار مستلزم يك اراده قوي ديكتاتوري است. براي اينكار نيازمند خانم فولاديني (مارگارت تاچر) همانند ايندرا گاندي متوفي هستيم ، او تا اندازه ايي از واژه مردمسالاري استفاده مي كرد و حتي افرادي همانند وينوبا بهاوي ايندرا گاندي را به عنوان جشنواره نظم و انضباط ضروري توصيف ميكنند.
دندرا جين اشتراك الكترونيكي در 12 نوامبر 2007